انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢٣
فرهنگ و سير تمدن مسلمانان و به خصوص برخورد فرهنگ تازه مسلمانها با فرهنگ اصيل اسلامى بود. به بيان ديگر، اسلام در گسترش به ايران، شمال افريقا، آسياى جنوب شرقى و خاورميانه، با فرهنگها و تمدنهاى متفاوت مواجه بود. برخى از اين فرهنگها و تمدنها عقب مانده و برخى پيشرفته بودند. بر اين اساس، مسلمانان در اداره سرزمينهايى همچون ايران، عراق و مصر، كه داراى تمدن پيشرفته بودهاند، برخلاف مناطقى چون عربستان، به سوى الگوهاى حكومتى مردمىتر و عقلانىتر سوق پيدا كردند. البته گذشت زمان از يك سو، ارتقاى فرهنگ اسلامى در سرزمينهاى فتح شده از سوى ديگر، و رسوخ فرهنگ غربى در كشورهاى اسلامى را به همراه داشت، منجر به وقوع تغييراتى در شكل حكومت گرديد. به عنوان مثال، حكومتهاى ملوكالطوايفى در ايران، كه مشروعيتش را از خليفه عباسى مىگرفت، بعدها مبدّل به حكومتهاى مستقلى شد كه از خليفه هم فرمان نمىبرد. بنابراين، مكان و زمان دو عامل مهم ديگر در پيدايش، تحول و يا اصلاح انديشههاى سياسى و الگوهاى حكومتى است. «١» نقش استبداد داخلى و استعمار خارجى نيز در شكلگيرى برخى از انديشههاى سياسى حايز اهميت است؛ زيرا حاكمانى كه به علت استبداد، عموماً فاقد مشروعيت هستند، براى بقا و تداوم حكومت خويش، دست به تغيير افكار، عقايد، آراء و انديشههاى مردم زدهاند. يكى از راههاى تغيير انديشه مردم، پديد آوردن فرقهها و مذهبهاى جعلى و خرافى است. استعمار خارجى نيز براى تداوم و تثبيت اشغال آشكار و پنهان (استعمار نو) در سرزمينهاى اسلامى، گاه نيازمند ابداع و ترويج انديشهها و عقايدى بود كه مردم را به قبول سلطه آنان وادارد. همين احساس نياز موجب شكلگيرى وهابيت در عربستان از سوى انگليس گرديد. «٢» روش مطالعه انديشه سياسى مسلمانان يكى از معمولترين روشهاى مطالعه وقايع، اخبار و عقايد سياسى، مطالعه تاريخى