نظام دفاعى اسلام - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٢٩
طبيعى انسانها دانسته مىگويد:
«دفاع بر همه شهروندان واجب است.» «١» توماس هابز «٢» (١٥٨٨- ١٦٧٩ م. فيلسوف و سياستمدار انگليسى).
هابز، بشر را ذاتاً شرير مىداند. به همين دليل معتقد است كه بايد براى مهار اين سرشت انسانى، قانونى به وجود آيد. او «عشق و ترس» را انگيزه آن مىشمارد. جنگ، سرنوشت تلخ انسان است و صلح، نخستين قانون طبيعت است. هر چند جنگ نيز حق طبيعى ديگرى براى حفظ بقا و مصلحت اوست. «٣» سنت آگوستين «٤» (٣٥٤- ٤٣٠ م. اسقف كاتوليك رومى، عصر قرون وسطى).
وى معتقد است كه بيشتر جنگهاى عادلانه عبارتند از جنگهايى كه به خونخواهى و تظلّم شكل مىگيرند و وقتى ملّتى دست به اعمالى شبيه جنگ مىزند؛ عملش يا بايد در جهت تنبيه متجاوز باشد يا براى باز گردانيدن آنچه به ناحق از او سلب شده است.
بىگمان، چنين جنگى عادلانه است و خداوند نيز طبق مشيّت خويش، آن را مقدّر ساخته است. «٥» در نظر وى، جنگ عادلانه داراى دو ويژگى زير است:
١- اقدام كننده، محقّ به جنگ باشد؛ ٢- جنگ، به امر خاصّ خداوند باشد.
اين نكته شايسته دقت است كه با ظهور و گسترش مسيحيّت در اروپا، ديدگاههاى مختلفى درباره جنگ و صلح مطرح شد. گرچه مسيحيان در ابتدا، هرگونه جنگ را محكوم مىكردند، امّا اندك اندك موضوع «جنگ عادلانه و مقدّس» در زبان فيلسوفان و نظريهپردازان مسيحى ظاهر گشت و همان نظريهها سنگ بنا و توجيه كننده جنگهاى صليبى شد. به عنوان نمونه، ريموند داجيل، «٦» اسقف كليساى قرون وسطا،