نظام دفاعى اسلام - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٢٧
هراكليتوس جهان را عالم اضداد مىداند و عقيده دارد درگيرى و كشاكش بين اين اضداد، موجب تغيير و تحول در عالم هستى مىشود. بنابر اين جنگ يكى از مظاهر قانون حاكم بر جهان است. وى مىگويد:
جنگ سرچشمه زاينده و فرمانرواى وجود است و قانونى همگانى است و بنابر اين بيدادگرى نيست؛ ضرورتى است كه هستى بى آن پايدار نمىماند. «١» وى حتّى جنگ را عامل شكلگيرى عالم و عين عدالت مىداند و مىگويد:
«تعارضات در عالم خلقت، موجب تحوّل و سبب بروز وضع جديد مىشوند، به اين جهت، جنگ عامل شكلگيرى عالم و عين عدل است. پس جنگ، پدر همه چيز است. «٢» امپدوكلس «٣» (٤٤٠- ٤٩٥ ق. م- از فلاسفه يونان باستان).
وى نيز مانند هراكليتوس، جنگ و ستيز را جزو ذات خلقت مىداند و به آن ايمان دارد و مىگويد: «من، به ستيز وحشيانه ايمان آوردم.» «٤» اما اين جنگ و درگيرى را در قالب «مهر» و «كين» مورد تأئيد قرار مىدهد كه البته هميشگى نيست؛ گاهى «مهر» يا «صلح» مسلط مىشود و گاه «كين» و «جنگ».
نيچه «٥» (١٨٤٤- ١٩٠٠ م. فيلسوف آلمانى).
نيچه نيز جنگ را عصاره تمدن و مدنيّت مىشمارد و مىگويد:
جنگ و شهامت، خالق پديدههاى عظيمترى از عشق به همنوع هستند. جنگ، آزمون نيكويى است؛ يعنى تنها كنكور بىطرف و عادلانه و در حقيقت شايد يگانه رقابت پندار. «٦»