اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ٩٩ - در اخلاق و اوصاف و آثار و سيرت و صورت سالكان واصل و كاملان مكمل و عارفان صاحبدل و بيان روش ارباب طريقت و منع از اخلاق ذميمه و شيوه اهل دنيا و آنچه در طريق فقر و سلوك به وى روى نموده است
٩٩
|
جان و دل با ياد جانان داشتن |
كل عالم را عدم انگاشتن |
|
|
كار سالك چيست تسليم و رضا |
جز رضا تدبير نبود با قضا |
|
|
پيشه كن صبر و توكل در طريق |
تا شوى ز اهل طريقت اى رفيق |
|
|
بر توكل راه دين رو اى پسر |
تا بيابى منزل خير البشر |
|
|
هر كه كار خود گذارد با خدا |
حق بسازد كار او را از وفا |
|
|
فخر در فقر است شو جوياى فقر |
تا توانى كرد بر كونين فخر |
|
|
هان مكن در حرص عمر خود تلف |
در قناعت شو كه تا يابى شرف |
|
|
نسبت عالى اگر خواهى بيا |
متقى شو هست نيست چون بقا |
|
|
راحت اندر زهد دان اى مرد كار |
راغب دنياست دايم خوار و زار |
|
|
هر كه گفتارش نه محض حكمتست |
اين سخن ميدان كه عين آفتست |
|
|
هر كه خاموشى او بىفكر تست |
آن نه خاموشيست عين غفلتست |
|
|
آنكه قانع گشت گردد بىنياز |
آدمى حيوان شود با حرص و آز |
|
|
هر كه كرد از خلق عزلت آشكار |
او سلامت ديد روز اختيار |
|
|
هست در وحدت سلامت اى پسر |
كثرت آمد تفرقه جان پدر |
|
|
چيست وحدت آنكه از غير خدا |
فرد آيى در خلا و در ملا |
|
|
از حسد و از كينه هر كو دست داشت |
از مروت او علمها برفراشت |
|
|
ذرهاى در پيش عارف از ورع |
بهتر از صوم و صلات با جزع |
|
|
هر كه او آورد شهوت زير پا |
گشت فارغ از همه رنج و عنا |
|
|
هر كه صبر آورد روزى در بلا |
گشت برخوردار در هر دو سرا |
|
|
آنكه از دنيا سبكسارى گزيد |
او نجات از هر بلا و رنج ديد |
|
|
شد هلاك جاودان آن بيخرد |
كو به خود راه حسد مىآورد |
|
|
هر كه عيب ديگران پيش تو كرد |
نزد ايشان ز هر عيبت بيش خورد |
|
|
اهل دنيا بتپرستى مىكنند |
دوغ خورده هرزه مستى مىكنند |
|
|
گر حضور دل نباشد در نماز |
جز عقوبت زو چه حاصل گوى باز |
|
|
دل كه او پيوسته با جانان بود |
از صلات دايمون شادان بود |
|
|
بر در دل باش حاضر روز و شب |
تا نيابد راه دورى غير رب |
|
|
من بزرگى در تواضع يافتم |
از تكبر روى دل برتافتم |
|