روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦٦ - روزشمار جنگ چهارشنبه ١ مرداد ١٣٥٩ ١٠ رمضان ١٤٠٠ ٢٣ ژوئیه ١٩٨٠
پاسگاه های مرزی به تجمع نیرو دست زد و بالگردهایش در خسروآباد به پرواز درآمدند. همچنین دو ایستگاه رادیویی برای "مردم عربستان" (عرب های ایرانی خوزستان) مرتب پیام عربی می فرستاد. عده ای از نیروهای مسلح خلق عرب در خارج از خرمشهر به طرف این شهر حرکت کردند یا در شهرهایی همچون اهواز و آبادان به تحرکاتی دست زدند. در اهواز مسئله بدون حادثه خاتمه یافت، اما در آبادان تعدادی از اتومبیل های پارک شده مورد آسیب قرار گرفتند و ساختمان شرکت نفت در ایستگاه١٠، کنار بهمن شیر، مورد تهاجم مسلحانه واقع شد و خساراتی به آن وارد آمد.[١]
در درگیری آن روز، ضربه تعیین کننده ای به موجودیت سازمان سیاسی و کانون فرهنگی خلق عرب وارد آمد و آن سازمان به حالتی شبیه انحلال کشیده شد. چنین وضعی مقدمه ای شد برای تشکیل گروه های کوچک تر، ولی مخفی و با آزادی عمل بیشتر در جنایت و نیز وابستگی تام و تمام در همة ابعاد به عراق. گروه چهارشنبه سیاه از آن جمله بود. در اسناد کنسولگری عراق در خرمشهر که بعدها به دست آمد، این مسئله چنین گزارش شده است: «بعد از دستگیری تعداد زیادی از افرادی که در این مرکز [سازمان فرهنگی خلق عرب] بودند، افراد باقیمانده شروع به تشکیل گروه های کوچک تری کردند، مانند گروه سیدهاشم موسوی [چهارشنبه سیاه]. برای سازمان فرهنگی خلق عرب چیز قابل ذکری که بتواند در خلق عرب مؤثر باشد، باقی نماند.» و نیز دربارة نحوة عملکرد و روابط این گروه چنین آمده است: «عناصر گروه [چهارشنبه سیاه] درخواست اسلحه کردند تا بتوانند وارد عمل شوند. بیشتر تأکید داشتند که سلاح کمری با صداخفه کن به آنها داده شود تا بتوانند افراد و شخصیت های مخالف عرب را ترور کنند. این گروه اقدام به عملیات ایذایی زیادی کرده و از حماسه آفرین ترین گروه ها بوده است. برای کارهای نظامی - تبلیغاتی و در مرحلة فعلی برای شکستن رکودی که در منطقه حاکم شده، از ما خواسته اند که نقشه های بررسی شده و عملی در اختیار آنها بگذاریم که ازلحاظ نظامی اقدام کنند. همچنین مخفیگاه هایی تعیین شود که کار آنها کشف نگردد.»[٢]
ضمیمه اول گزارش ١٣؛ بخش هایی از سخنان مهم امام خمینی در روز یکشنبه ٢٩ تیرماه ١٣٥٩:
«من هرروز که از این انقلاب می گذرد توجه به این معنا بیشتر پیدا می کنم که ملت ما انقلابی عمل کردند و ما نکردیم و ما یا مقصر هستیم و یا قاصر؛ و در هر دو جهت در پیشگاه ملت جواب باید بدهیم. ...
از اول هم که به حسب الزامی که من تصور می کردم دولت موقت را قرار دادیم، خطا کردیم. از اول باید یک دولتی که قاطع باشد، جوان باشد، قاطع باشد بتواند مملکت را اداره کند، نه یک دولتی که نتواند. منتها آن وقت ما نداشتیم فردی را که بتوانیم، آشنا نبودیم بتوانیم انتخاب کنیم. این انتخاب شد و خطا شد و حالا هم که دولت می خواهد در مجلس شورا دولت ایجاد بشود حالا ما باید این مطلب را به مجلس شورا اعلام کنیم که باید یک دولت متدین تمام صددرصد اسلامی و قاطع، یک نفر وزیر اگر مثل بعضی از این وزرا که الآن هستند باشد اینها نپذیرند. تمام وزرا یکی یکی باید بررسی بشود. وزیر متدین صددرصد انقلابی مکتبی و قاطع. اگر چنانچه ما دولتمان باز مثل سابق باشد؛ آن طور وضع، آن طور دید را داشته باشد، ما باید عزای این نهضت را بگیریم و پیروزی ما امکان ندارد. ...
باید دولت قاطع باشد، باید مجلس قاطع باشد. اگر در مجلس اشخاصی هستند که اینها باز همان طبل را می زنند و همان حرف ها را می زنند به اینها نباید گوش بدهند. باید همین مجلس یک مجلسی باشد که با قاطعیت عمل کند و دولت اگر بخواهد یک قدم کنار بگذارد با قاطعیت بخواهدش و ردش کنند و از اول هم که می خواهند یک دولتی را قرار بدهند، تصویب کنند یک دولتی را، یک دولتی باید باشد تمام افرادش،
[١] ستاد مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نشریۀ تاریخ جنگ، شماره ٣، بهار ١٣٧١، ص٣.
[٢] مهدی انصاری، محمد درودیان، هادی نخعی، خرمشهر در جنگ طولانی، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، چاپ چهارم، ١٣٩٠، ص٨٨.