روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٤٣٤ - روزشمار جنگ سه شنبه ٢١ مرداد ١٣٥٩ ١ شوال ١٤٠٠
بالاآمدن در سطح طبقۀ پایین بوده که به نظر من نه کافی است و نه اسلامی، لذا دولت آینده باید از سرمایه داران بزرگ بخواهد که در اعمال خود تجدیدنظر کنند." (روزنامۀ جمهوری اسلامی، پنجشنبه ١٦ مرداد ٥٩). آری، از دیدگاه رجایی، باید دولت آینده از سرمایه داران بزرگ بخواهد تا در استثمار وحشیانۀ کارگران تجدیدنظر کنند؛ این است سنگ بنای سیاست و برنامۀ دولتی که باید هم "مکتبی" و هم "جوان" و "قاطع" باشد! بیهوده نبود که حزب جمهوری اسلامی در میان کاندیداهای نخست وزیری خود، برای آقای رجایی مقام دوم را قائل بود و آیت الله بهشتی، دبیرکل حزب، در مصاحبه ها و نطق های اخیر خود، رجایی را باوجود آنکه عضو حزب نیست، بیش از همه "مکتبی" و "قاطع" توصیف نمود! درواقع، اختلاف بین این آقایان و جناح بنی صدر - لیبرال ها - به هیچ وجه بر سر وجود و یا عدم وجود اجتماعی مشتی سرمایه دار که به غارت و استثمار ددمنشانۀ کارگران پرداخته و زندگی آنان را در حالت فقر و فلاکت متلاشی می کنند، نیست. هر دو جناح بر سر این مطلب که دولت باید در چنین شرایط بحرانی ای از سرمایه داران بزرگ بخواهد که در "اعمال خود تجدیدنظر کنند" و متقابلاً به عنوان چماق همین سرمایه داران، مبارزات کارگران را سرکوب کند، "میثاق وحدت" دارند. ...»
این هفته نامه در بخش دیگری از مقالۀ خود، دولت دوروزۀ محمدعلی رجایی را متهم به حمایت از سرمایه داری کرده، می نویسد: «وی [رجایی] در جای دیگری از مصاحبۀ خود بلافاصله وظیفۀ دولت در حمایت از سرمایه داران را متذکر شده و چنین می گوید: "دولت آینده باید درجهت اشتغال بیکاران در مؤسساتی که به کارگر یا کارمند احتیاج دارند سرمایه گذاری کند؛ یعنی دولت باید به مؤسسه ای کمک نماید که بتواند افراد را برای تولید بیشتر جذب کند. در شرایط حاضر، وضع قانون کار و وضع بیمه طوری است که مردم را از اینکه کارگر بگیرند، منع می کند و باید به طور جدی تری با این مسئله برخورد شود." (همان جا). معنای این گفته های آقای نخست وزیر جدید چیست؟ مسلماً این است که دولت جمهوری اسلامی باید به سرمایه داران در مؤسسات خصوصی کمک کند تا با استثمار هرچه بیشتر کارگران، سود بیشتری را نصیب خود کنند.»
در بخش دیگری از این نوشته، رجایی و دولت نوپای وی متهم به دشمنی با طبقۀ کارگر شده است: «نخست وزیر خط اساسی سیاست دولت آینده را دشمنی با طبقۀ کارگر ایران و دفاع از منافع سرمایه داران وابسته ترسیم نمود و سپس عوام فریبانه همان وعده های گذشتۀ بازرگان را تحت عنوان "تعدیل ثروت در برنامۀ دولت" نشخوار نمود. اما رجایی به این سخنان بسنده نمی کند؛ او در این مصاحبه حرف هایی می زند که بیشتر به شوخی و تفریح شباهت دارد: "حکومت را باید به دست انقلابیون ١٧ شهریور و سرچشمه سپرد"! چه مرد شریف و باوجدانی! او با این گفته ها خاک به چشم کارگران می پاشد. اما بسیاری از کارگران و زحمت کشان میهنمان به خوبی بر این امر آگاه اند که انقلابی نمایی سران حزب جمهوری اسلامی و هم پالگی های آنان نظیر رجایی، درواقع حیله و نیرنگ سرمایه داران در مقابل رشد جنبش کارگری است. ...»[١]
[١] هفته نامۀ کار، ارگان سازمان چریک های فدایی خلق (اقلیت)، شماره٧١، ٢١/٥/١٣٥٩، صص١ و ٢.