توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢ - وضع و تعريف آن
موضوع له است؟
اگر در جواب گفته شود: مراد معناى اصلى است.
مىگوئيم: در مجاز نيز امر چنين بوده كه هرگاه معناى اصلى و حقيقى را اراده كنند نيازى بقرينه نمىباشد چنانچه اراده حيوان مفترس و درنده از [اسد] نياز به قرينه ندارد بلكه استعمال اسد در رجل شجاع محتاج به قرينه است.
و اگر گفته شود: مقصود معناى كنائى يعنى لازمه موضوع له ميباشد.
در جواب مىگوئيم: بديهى است اطلاق لفظ ملزوم و اراده لازم قرينه احتياج دارد و اين گفتار كه استعمال در معناى كنائى بنفسه و بدون قرينه مىباشد فاسد و باطلست.
نكته سوّم وهم و دفع آن
امّا وهم:
اينكه در بسيارى از نسخ بجاى [دون المشترك] دون الكنايه آمده درست و صحيح است مشروط باينكه معناى [بنفسه] در متن كتاب يكى دو امر ذيل باشد:
الف: من غير قرينة مانعة عن ارادة الموضوع له يعنى وضع عبارتست از تعيين لفظ بمنظور دلالت بر معنائى بدون اينكه قرينهاى كه مانع از اراده موضوع له هست لازم باشد اعم از آنكه اصلا قرينهاى نخواهيم يا در صورت نياز بآن قرينه مورد احتياج از اراده موضوع ممانعت نكند.