توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٥ - اقسام استعاره باعتبار مستعار منه و مستعار له و قدر جامع
قوله: الّتى سبكتها نار السّامرى: صفت است براى [حلّى] و كلمه [سبكتها] يعنى آتش ذوب نمود آن حلّى را.
قوله: عند القائه فى تلك الحلّى: ضمير مجرورى در [القائه] به سامرى راجع است.
مؤلف گويد:
جريان اين واقعه در تفسير گازر چنين آمده:
سعيد جبير گفت:
سامرى از اهل كرمان بود و منافق بود چون موسى قوم خود را سى روز وعده داد و خداى تعالى ده روز بيفزود قوم گفتند كه موسى به وعده باز نيامد سامرى گفت: نيامدن موسى بسبب حلّى است كه از آل فرعون بعاريت بستيد و با خداوندان نداد (يعنى بصاحبان آن نداد) آن را بياريد تا من آن را تدبيرى سازم، بياورند و آنچه او داشت با آن ضمّ كرد و بسه روز گوسالهاى زرّين بساخت مرصّع بانواع جواهر آنگه از آن خاك كه جبرئيل عليه السّلام پاى بر آنجا نهاده بود قبضهاى برگرفت و پارهاى از آن خاك در شكم گوساله انداخت از او آوازى برآمد چون آواز گوساله و او جبرئيل را بآن سبب توانست ديدن كه او از جمله كودكانى بود كه در عهد فرعون پنهان ميكردند و در شكاف كوه مىنهادند جبرئيل ايشان را از پر خود شير مىداد از آنجا شجاع چشم وى قوى بود تا جبرئيل را بديد وقتى پيش موسى آمدى و او از موسى شنيده بود كه خاكى كه از قدم جبرئيل بردارند بر هركجا كه زنند بآواز آيد از عادتى كه خداى رانده است و او از حيوانات گوساله را براى آن اختيار كرد كه اهل آن روزگار و كسانى كه بموسى ايمان نداشتند گاو پرستيدندى و فرعون از جمله ايشان