توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١٦ - قسم سوم
را در قبّه و چادرى كه بر سر وى زده شده است قرار دارد.
و سرّ اينكه به [فى قبّه] تعبير نموده آنستكه بدينوسيله خواسته تنبيه كند كه محلّ اين صفات داراى قبّه است و قبّه از نظر بزرگى و وسعت فوق خيمه و چادرى ميباشد و رؤسا و بزرگان آنرا براى خود اختيار ميكنند.
و ضمير در [مضروبة عليه] به ابن حشرج راجع است و بدين ترتيب شاعر صفات مذكور را براى وى اثبات نموده زيرا وقتى در مكان وى امر را اثبات نمود پس براى او نيز آنرا اثبات كرده است.
سپس مىگويد:
و مثل بيت مذكور است در اينكه كنايه بخاطر نسبت دادن صفت به موصوف بوده باينكه صفت را قرار دهند در چيزى كه احاطه به موصوف داشته و مشتمل بر آن باشد، قول اهل لسان كه مىگويند:
المجد بين ثوبيه و الكرم بين برديه (شرف و بزرگى بين دو جامهاش بوده و جوانمردى و كرم بين دو لباسش ميباشد).
در اينمثال به ثبوت مجد و كرم براى ممدوح تصريح نشده بلكه از ثبوت آنها براى وى بصورت كنايه تعبير شده يعنى گفتهاند: اين دو صفت بين دو جامه ميباشند كنايه از اينكه وى صاحب مجد و كرامت ميباشد.
سؤال
در اينجا قسم چهارمى براى كنايه ميباشد و آن اينستكه:
مطلوب از كنايه هم صفت و هم نسبت است چنانچه مىگوئيم:
كثر الرّماد فى ساحة زيد (خاكستر در آستانه خانه زيد فراوان است).