توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٩٥ - مبحث كنايه
[ فانّه] بمعناى [شأن] بوده و ضمير مجرورى در [فيه] به مجاز راجع است.
قوله: و قوله من جهة ارادة المعنى، معناه الخ: اين عبارت جواب است از اعتراضى كه به مصنّف شده و حاصل آن اينستكه:
در كلام مصنّف تهافت و تنافى مىباشد و متنافيين عبارتند از:
تفريع و مفرّع عليه و شرح آن چنين است:
مفرّع عليه (مع جواز ارادته معه) مقتضى است كه در كنايه اراده هريك از لازم و ملزوم با هم ممكن و جائز باشد و مقتضاى تفريع (فظهر انّها تخالف الخ) آنستكه اراده هردو واقع است نه جائز و بدين ترتيب بين ايندو تنافى مىباشد.
حاصل جوابيكه شارح از اين اشكال مىدهد آنستكه:
در تفريع مضاف محذوف بوده و اصل عبارت چنين است:
من جهة جواز ارادة المعنى متهما مع ارادة لازمه، بنابراين تهافت و تنافى منتفى است.
قوله: ليوافق ما ذكره الخ: علّت است براى [معناه من جهة جواز ارادة المعنى].
قوله: جبان الكلب: يعنى سگ خانهاش ترسو است زيرا از كثرت داخلين بخانهاش اين حالت بر حيوان عارض شده كنايه از اينكه او مردى سخى است و قبله ارباب حاجت مىباشد.
قوله: مهزول الفصيل: يعنى بچّه ناقهاش لاغر است كنايه از اينكه فصيل (بچّه شتر) شير نداشته لذا لاغر گرديده و سبب نبودن شير آنستكه فلانى شيرها را به فقراء و ديگران مىدهد پس عبارت مذكور