توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٤ - اشكال ديگر مصنف بسكاكى
بآنچه در استعاره تخييليّه بر او لازم مىآمد (تعسّف و مخالفت با ديگران در تفسير) در اينجا نيز ملتزم ميشويم كه در اينفرض تسليم اشكال و انتقاد گرديده است و يا بآن ملتزم نمىگردد كه در اينصورت تحكّم لازم مىآيد و حاصل آنكه از سكّاكى ميخواهيم كه فرق بين ترشيح و استعاره تخييليّه را بيان نمايد.
قوله: كذلك اثبت لاختيار الضّلالة الخ: و به تعبير روشن تر اختيار ضلالت به اشتراء تشبيه شده و اسم [اشتراء] را براى آن استعاره آوردهايم و از لفظ اشتراء [اشتروا] بمعناى اختاروا را مشتق ساختهايم و اثبات ربح و تجارت در آيه شريفه فما ربحت تجارتهم ترشيح ميباشد.
قوله: من الرّبح و التّجارة: بيان است براى [ما يختصّ المشبه به].
قوله: هنا لك: يعنى در استعاره تخييليّه.
قوله: فليعتبر ههنا: يعنى در ترشيح.
قوله: و آخر: يعنى و امر وهمى آخر شبيه بالرّبح.
قوله: اذ لا فرق بينهما: يعنى بين استعاره تخييليّه و ترشيح.
قوله: عن الاختيار و الاستبدال: لفظ [استبدال] عطف تفسير است براى [اختيار].
قوله: و الجواب انّ الامر الخ: حاصل جوابيكه شارح از اشكال مصنّف بسكّاكى مىدهد آنستكه:
در استعاره تخييليّه از مشبّه بلفظ موضوع براى آن تعبير شده منتهى آنرا مقرو با امرى كه از لوازم مشبّهبه است قرار دادهايم و اين لازم