توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦ - مبحث حقيقت و مجاز
و ممكنست بمعناى [مفعول] تقدير شود از [حقّقته] بمعناى [اثبته].
و بهرتقدير كه باشد آنرا به كلمهاى كه ثابت بوده يا در مكان اصلى خود مثبت باشد نقل دادهاند و لفظ [تاء] در آن براى دلالت بر نقل پيدا كردن آن از معناى وصفيّت به اسميّت مىباشد و در اصطلاح عبارتست از كلمهاى كه استعمال شود در معنائى كه وضع شده است براى آن در اصطلاحى كه تخاطب بآن واقع ميشود.
ظرف در كلام مصنّف يعنى [فى اصطلاح] متعلّق است به [وضعت] و اينكه بعضى متعلّق آنرا [مستعمله] قرار دادهاند معنائى نداشته و صحيح نميباشد و بهرصورت مصنّف با قيد [المستعمله] احتراز جست از كلمه قبل از استعمال چه آنكه آنرا نه حقيقت مىتوان دانست و نه مجاز.
و با قيد [فيما وضعت له] از غلط احتراز نمود مثل اينكه در حال اشاره به كتاب بگويند خذ هذا الفرس (اين اسب را بگير).
و نيز با قيد مزبور از مجازى كه آنرا نه در اصطلاح تخاطب و نه در غير آن وضع كردهاند استعمال مىكنند احتراز جست مانند استعمال [اسد] در رجل شجاع چه آنكه اسد در اين استعمال استعاره است و استعاره اگرچه مجازا و تأويلا موضوع محسوب ميشود ولى در عين حال آنچه از اطلاق وضع فهميده ميشود وضع تحقيقى ميباشد نه تأويلى.
و بقيد [فى اصطلاح به التخاطب] از مجازى كه استعمالش در موضوع له باصطلاح ديگر غير از اصطلاحى كه مورد تخاطب است ميباشد