توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١٠ - قسم دوم از كنايه
تطابق ضمير با مرجع لازم و واجب مىباشد بخلاف مثال اوّل يعنى زيد طويل نجاده يا هند طويل نجادها و الزيدان طويل نجادهما و الزيدون طويل نجادهم كه در تمام حالات موصوف صفت را مفرد و مذكر آوردهايم زيرا مسنداليه صفت ضميرى كه بموصوف راجع است نبوده بلكه اسم ظاهر يعنى [نجاد] مىباشد.
تنبيه
جهت آنكه در مثال دوّم صفت مضاف به [النّجاد] را كنايه مشتمل بر نوعى از تصريح بر مقصود قرار داده و نگفتيم كنايه تصريحيّه است اين ميباشد كه قطع و يقين داريم كه صفت يعنى طويل در معنا صفت براى موصوف يعنى (زيد يا هند) نبوده بلكه صفت براى مضافاليه (النجاد) مىباشد و اينكه در آن ضميرى مستتر قرار مىدهيم كه بموصوف برمىگردد صرفا بخاطر رعايت امر لفظى يعنى امتناع خلوّ صفت از معمول مرفوع ميباشد.
مصنّف گويد:
او خفيّة.
شارح مىگويد:
اين كلمه معطوف است به [واضحة].
كنايه خفيّه آنستكه انتقال از آن بمعطوف بسهولت و آسانى صورت نگرفته بلكه در آن خفاء باشد و خفاء كنايه در اينقسم بخاطر آنستكه انتقال از كنايه بمطلوب موقوف است بر تأمل و اعمال فكر مانند اينكه اهل لسان در مقام كنايه از شخص ابله و خنگ مىگويند: