توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٦ - مثال ديگر براى استعاره بالكنايه و استعاره تخييليه
و ضمير در [اراد] به زهير راجع است يعنى:
زهير غرضش اينستكه بيان كند آنچه را كه در زمان محبّت و علاقهاش به سلمى از روى جهل و نادانى مرتكب ميشده اكنون ترك كرده و از تكرارش اعراض نموده است پس آلات و ابزار آن افعال جملگى معطّل مانده و بصورت اشيائى باطل و بدون مصرف باقى ماندهاند.
ضمير در [معاودته] و [آلاته] به [ما كان يرتكبه] عود ميكنند
شاهد در اين بيت آنستكه زهير در نفس خود [صبا] را بجهتى از جهات مسير كه بمنظور تحصيل حاجت بآن طرف و جهت حركت ميكنند همچون جهت حجّ و تجارت كه آنرا طى نموده و بعد از قضاء حاجت از آن آلات و وسائلى كه شخص را به آن ميرساند مهمل و معطّل ميگذارند تشبيه كرده است و وجه شبه: عبارتست از اشتغال تام و طى طرق و پيمودن راههاى سخت و صعب بدون اينكه از مهالك محتمله از آن اجتناب كرده و از معارك و پرتگاههاى موجود پرهيز نمايد.
و اين تشبيه مضمر نفسانى استعاره بالكنايه است.
و ضمير مؤنث در [اثبت لها] به [صبا] عود كند يعنى:
پس زهير براى [صبا] پارهاى از مختصات آن جهت يعنى افراس و رواحل را كه قوام جهت مسير و سفر بآن وابسته است را اثبات نموده و اثبات اين مختصّات و لوازم استعاره تخييليّه ميباشد.
پس بنابراين فرض و اينكه مراد زهير چنين باشد كلمه [صبا] مشتق از [صبوه] بمعناى ميل به جهل و نادانى ميباشد چه آنكه در لغت مىگويند:
صبا، يصبو، صبوا يعنى مال الى الجهل و الفتوّة.