توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٣ - فرق استعاره با كذب
چنين فرضى كه استعاره متضمن نوعى از وصفيّت باشد البته ممكنست علم فرض شود و تقرير آن چنين است:
مثلا ممكنست شخصى را به حاتم طائى از نظر جود تشبيه نموده آنگاه در حاتم تأويل قائل شده گويا موضوعلهش را شخص جواد قرار مىدهيم اعم از آنكه جواد همان شخص معروف و معهود كه از قبيله طى بوده باشد يا غير آن فرض شود همانطوريكه تأويلا اسد را براى شجاع و جرئ موضوع دانسته چه فرد آن شير بوده يا رجل شجاع باشد، بنابر اين بكمك همين تأويل حاتم واجد معنائى عام و گسترده شده و بدين ترتيب هم فرد متعارف و معهود را شامل شده و هم غير متعارف را در برميگيرد البتّه اطلاقش بر فرد معهود يعنى حاتم طائى حقيقت بوده و بر غير آن يعنى كسانيكه متّصف به جود هستند استعاره ميباشد چنانچه وقتى ميگوئيم: رأيت اليوم حاتما (يعنى ديدم امروز شخص جواد و با كرمى را) كلمه [حاتم] استعاره ميباشد.
شرح فارسى:
توضيح
قوله: لما عرفت انّه لا بد للمجاز الخ: ضمير در [انّه] بمعناى [شأن] مىباشد.
قوله: لا ينصب فيه قرينة: ضمير در [فيه] به كذب راجع است.
قوله: بل يبذل المجهود فى ترويج ظاهره: كلمه [يبذل] بصيغه مجهول و [المجهود] در اينجا بمعناى وسع و طاقت بوده و ضمير در [ظاهره] به كذب برمىگردد و بنابراين معناى عبارت چنين است: