توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٦٥ - رد مختار سكاكى در كلام مصنف
شرح فارسى:
توضيح
قوله: نعم يمكن ان ينازع الخ: اين عبارت استدراك است از [ظهر فساد ما قيل].
و شرح و توضيح آن چنين است:
كلام قيل اعتراض بر مصنّف است و چون فاسد ميباشد لاجرم از اينجهت اعتراضى بر مصنّف نمىباشد و چون توهّم ميشود از جهت ديگر نيز بر وى انتقاد و اعتراضى نيست شارح در مقام استدراك برآمده و ميگويد:
در كلام مصنّف از جهت حكايت اجماع و اتّفاق بحث شده و آن اينستكه اجماع و اتّفاق منعقد است براينكه استعاره بالكنايه بدون تخييليّه يافت نمىشود و چگونه ميتوان اين اجماع را پذيرفت بااينكه زمخشرى در كشّاف بخلاف آن تصريح كرده است، وى در ذيل آيه شريفه: ينقضون عهد اللّه گفته است:
نقض استعاره تصريحيّه براى ابطال عهد بوده و آن قرينه است براى استعاره بالكنايه يعنى عهد چه آنكه [عهد] كنايه از حبل و ريسمان است و بدين ترتيب استعاره بالكنايه از نظر زمخشرى بدون تخييليّه تحقّق يافته است و با اين وجود چطور مىتوان ادّعاى اتّفاق مزبور را نمود
قوله: قد صرّح فى المفتاح الخ: صاحب دسوقى ميگويد:
اين عبارت اشاره است بجواب از سؤال مقدّر و حاصل سئوال چنين است:
اتّفاق در كلام مصنّف را بر اتّفاق سكّاكى و مصنّف حمل مىكنيم نه بر اتّفاق قوم كه شامل زمخشرى نيز بشود و بدين ترتيب اعتراض مزبور بر