الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٩ - رأى اخفش و نظريه محققين از ادباء
و التراب: عاطف و معطوف و معطوفعليه « الحصا » مىباشد.
قوله: اراد: اتحبّها: ضمير در « اراد » به عمر بن ابى ربيعه راجع است و طبق گفتار « قيل » بيت از مورد بحث (حذف همزه استفهام) بحساب مىآيد.
قوله: و قيل انّه خبر: ضمير در « انّه » به تحبّها راجع است و طبق گفته اين قائل بيت از مورد بحث خارج مىباشد.
قوله: و معنى قلت بهرا: كلام قيل مىباشد.
قوله: معناه عجبا: يعنى قلت احبها عجبا (دوست دارم او را دوست داستنى عجيب).
قوله: و قال المتنبىّ: متنبى عبارتست از احمد بن حسين كه تولّدش در كوفه واقع شده و از بزرگان فن شعر بحساب مىآيد، وى معاصر با سيف الدّوله و عضد الدّوله بوده است و اينكه مصنّف نگفت و كقول المتنبى جهتش آنستكه آوردن بيت متنبى نه بخاطر استشهاد و استدلال باشد بلكه صرف تمثيل از آن مقصود است چه آنكه متنبى از مولّدين بوده و بكلامش نميتوان استدلال نمود.
قوله: احيا و ايسر ما قاسيت الخ:
تجزيه و تركيب
احيى: فعل مضارع، متكلم وحده و ضمير مستتر در آن فاعلش مىباشد.
واو: حاليه.
ايسر: افعل تفضيل، مضاف، مبتداء.
ما: موصوله، مضافاليه.
قاسيت: فعل ماضى، صيغه متكلم وحده و ضمير متكلم فاعل آن مىباشد صله و عائد براى « ما » و عائد ضمير مفعولى است كه حذف شده و تقدير آن « قاسيته » مىباشد.
ما: موصوله، خبر براى « ايسر » .