الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٨٧ - وجوه افتراق بين دو نوع ام متصله
شاهد در دو جمله « شعيث ابن سهم» و « شعيث ابن منقر» بوده كه هردو اسميّه هستند و اصل آن « أشعيث » با همزه در اوّل و تنوين در آخرش بوده منتهى بجهت ضرورت شعرى هردو حذف شدهاند و معناى آن چنين است:
نميدانم كداميك از اين دو نسبت صحيح است.
و مثل آن است بين زهير كه سابقا ذكر شد.
سپس مصنّف مىگويد:
غلط و اشتباهى كه ابن شجرى در اينمقام مرتكب شده اينستكه وى توهم كرده « ام » در اين بيت از قسم اوّل بوده و معناى استفهام از همزه مسلّما قصد نشده زيرا استفهام با درايت منافات دارد.
ولى جواب وى اينستكه وقتى مىگويند:
علمت أزيد قائم.
معنايش اينستكه: علمت جواب أزيد قائم.
و همچنين است اگر بگويند:
ما علمت ازيد قائم.
يعنى: ما علمت جواب ازيد قائم.
و بدين ترتيب آوردن همزه استفهام با فعل درايت تنافى پيدا نكرده و همزه داراى همان معناى استفهام بوده در نتيجه « ام » از قبيل قسم دوّم مىباشد.
و گاهى اوقات « ام » قسم دوّم بين دو جمله مختلف واقع ميشود مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده:
اانتم تخلقونه ام نحن الخالقون ( آيا شما آنرا خلق مىكنيد يا ما آفرينندهاش هستيم).
شاهد در دو جمله « انتم تخلقونه» و « نحن الخالقون» مىباشد كه جمله اوّلى فعليه و دوّمى اسميه است البته اين كلام مبتنى بر احتمال ارجح و بهتر است كه كلمه « انتم » در جمله اوّلى فاعل براى فعل محذوف باشد.