الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٨٦ - وجوه افتراق بين دو نوع ام متصله
بخلاف آن قسم ديگر « ام » كه اگر ندرتا بين دو جمله قرار گرفت دو جمله مزبور تأويل بمفرد نمىآورند و از اين گذشته هميشه هردو فعليه مىباشند مانند آنچه در قول زياد بن حمل تميمى آمده:
|
فقمت للطيف مرتاعا فارّقنى |
فقلت: اهى سرت ام عادنى حلم |
يعنى: برخواستم بجهت خيال آن معشوقه كه در خواب ديدم درحاليكه ترسان و خائف بودم پس آن خيال من را بدخواب نمود پس گفتم آيا آن معشوقه بود كه در شب راه رفت يا خيال او بود كه براى بار ديگر بسراغ من آمد.
شاهد در دو جمله « سرت » و « عادنى » است كه هردو فعليّه مىباشند.
سؤال
در اين بيت هردو جملهاى كه كلمه « ام » بين آنها واقع شده فعليه نبوده بلكه جمله اوّلى يعنى « هى سرت» جمله اسميّه است پس استشهاد باين بيت در اينجا درست نيست.
جواب
استشهاد باين بيت جهت مورد بحث مبتنى بر احتمال ارجح و بهتر است كه « هى » فاعل است براى فعل محذوفى كه « سرت » مفسّر آنست و بدين ترتيب جاى اشكال مذكور نمىباشد. و گاهى در جمله ما قبل و ما بعد « ام » كه از قسم دوّم است هردو اسميه هستند مانند قول اسود بن يغفر:
|
لعمرك ما ادرى و ان كنت داريا |
شعيث ابن سهم ام شعيث ابن منقر |
يعنى: بجان تو قسم نميدانم اگرچه درصدد دانستن بودم تا كه آيا شعيث پسر سهم بوده يا پسر منقر مىباشد.