الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٤ - جواب مصنف از استدلال دوم ابو حيان
يعنى: هنگامى كه صبح مينموديم بچههاى از اهل ما مىگفتند بيائيد تا آنكه بيايد صيد نزد ما و جمع كنيم هيزم را بجهت پختن آن صيد.
شاهد در « ان يأتنا» است كه « ان » به « يأتنا » جزم داده است.
و نيز بقول جميل بن عبد اللّه بن معمر تمسّك كردهاند:
|
احاذر ان تعلم بها فتردّها |
فتتركها ثقلا على كما هيا |
يعنى: دورى مىكنم از اينكه بثيته بآن حاجت و نياز من آگاه شده پس آنرا نپذيرفته و ردّ كند درحاليكه سنگينى آن بر دوشم بماند همانطورى كه پيش از اين ثقل و سنگينى بر دوشم داشت.
شاهد در « ان تعلم» است كه « ان » به تعلم جزم داده است.
مصنّف مىگويد:
در استدلال باين بيت مناقشه و اشكال داريم زيرا جمله « فتردها » معطوف به « تعلم » بوده و منصوب قرائت شده و اين نصب خود شاهد بارزى است براينكه « تعلم » نيز منصوب است منتهى اگر در اين بيت مجزوم خوانده شده در واقع مجزوم نيست بلكه از باب ضرورت شعرى ساكن گرديده است.
سپس مصنّف گويد:
گاهى بعد از « ان » فعل را مرفوع ميخوانند همچون قرائت بن محيصن:
لمن اراد ان يتم الرضاعه (براى كسيكه قصدش اينستكه دوران شير دادن را تمام برساند).
شاهد در « ان يتم» است كه لفظ « يتم » بعد از « ان » در اين قرائت مرفوع خوانده شده و نيز مانند قول شاعر:
|
ان تقر ان على اسماء و يحكما |
منّى السّلام و ان لا تشعرا احدا |