الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢١٤ - قسم سوم از اقسام ان حرفيه
اگر « ان » با صلهاش كه « اعبدوا » باشد بدل از « ما » باشد بايد « قلت » در عبارت نيز عمل بتواند بنمايد درحاليكه اين عمل ممكن نيست.
بلى، اگر قول را به ماده امر تأويل ببريم چنانچه زمخشرى در توجيه « ان » مفسّره چنين گفت البته بدل مزبور جايز است ولى اين وجه از زمخشرى در اينجا فوت گرديده و بطور مطلق از بدليّت منع كرده است.
سؤال
شايد امتناع زمخشرى از اجازه دادن بدليّت اين باشد كه « امر » بنفسه و بدون واسط بشى مأمور به متعدى نشده مگر بطور قليل و نادر قهرا فعلى هم كه بآن تأويل برده شود چنين مىباشد.
جواب
اين محذور در صورت توجيهى كه وى براى « ان » مفسّره نمود نيز لازم مىآيد يعنى مىگوئيم زمخشرى در تثبيت مفسّره بودن « ان » قلت را به امرت تأويل برد در حاليكه « قلت » بنفسه و بدون واسطه متعدى شده و اين معنا را زمخشرى مانع از تأويل قرار نداد زيرا از تأويل شيئى به شيئى ديگر لازم نمىآيد كه حكم مأوّل و مأولبه با هم يكى باشد پس وى بدون كوچكترين اعتنائى به اين اشكال مفسّره بودن « ان » را تجويز كرده است پس معلوم ميشود كه اينمعنا از نظر وى مانع نميباشد پس لازمه اين تجويز آن است كه « ان » با صلهاش صحيح باشد كه بدل از ما فرض گردد.
سپس مصنّف مىگويد:
گفته شد در آيه شريفه «ماقلت لهم الّا ما امرتنى به ان اعبدوا اللّه» صحيح نيست « ان » با صلهاش تفسير براى « ما امرتنى» باشد و نيز نميتوان « ان » را مصدريه تقدير كرد و از « هاء » در « به » عطف بيان آورده و يا از « ما » بدل قرارش دهيم، اكنون مىگوئيم:
ولى صحيح است « ان » با صلهاش را بدل از « ها » در « به » بدانيم ولى زمخشرى