الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٧ - جواب مصنف از استدلال دوم ابو حيان
فاء: عاطفه.
تردّها: فعل و فاعل و مفعول، معطوف به « تعلم » .
فاء: عاطفه.
تتركها: فعل و فاعل و مفعول، معطوف به « تردّ » .
ثفلا: مصدر بمعناى وصف، حال است از « ترك و ردّ» كه از « تتركها و تردها» مفهوم مىباشد.
علىّ: جار و مجرور، متعلق به « ثقلا » .
قوله: و فى هذا نظر: مشاراليه « هذا » استدلال به قول جميل بن عبد اللّه مىباشد.
قوله: لان عطف المنصوب عليه: مقصود از « منصوب » فتردها بوده و ضمير در « عليه » به مجزوم يعنى ان تعلم راجع است.
قوله: على انّه مسكن للصرورة: ضمير در « انّه » به « ان تعلم» راجع است.
قوله: و قد يرفع الفعل بعدها: ضمير در « بعدها » به آن راجع است.
قوله: لمن اراد ان يتمّ الرضاعة : آيه (٢٣٣) از سوره بقره.
قوله: ان تقرآن على اسماء و يحكما الخ:
تجزيه و تركيب
ان: ناصبه، عامل مبنى.
تقرآن: فعل مضارع مرفوع بعد از « ان » ، صيغه تثنيه، مذكر، حاضر، متعدى معلوم، در تأويل مصدر، محلّا منصوب است تا بدل باشد براى « حاجة » كه در بيت قبل از آن قرار گرفته است.
على: حرف جار، عامل، مبنى.
اسماء: مجرور به « على » ، متعلق به « تقرآن » ظرف لغو.
واو: عاطفه.