الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٥ - جواب مصنف از استدلال دوم ابو حيان
يعنى: آن حاجت اينستكه بر اسماء بخوانيد و از جانب من عرض سلام كنيد و اينكه احدى را از اين حاجت مطلع نسازيد.
شاهد در « ان تقران» است كه كلمه « تقران » بعد از « ان » مرفوع آمده.
كوفيّون پنداشتهاند كه « ان » در اين موارد كه فعل بعدش مرفوع مىآيد مخفّفه از مثقله است و اتصالش به فعل شاذّ و نادر مىباشد.
مصنّف مىگويد:
در اينجا با حقّ بصريّون است كه مىگويند « ان » در اينموارد همان ان ناصبه و مصدريّه بوده كه بجهت حمل بر « ما » كه يكى ديگر از حروف مصدريّه است مهمل استعمال شده يعنى همچون « ما » عمل نكرده است.
و بهرصورت لفظ « ان » در بيت ذيل كه سروده مالك بن حبيب است از اين قبيل يعنى « ان » ناصبه كه از عمل مهمل گرديده نمىباشد، بيت مزبور عبارتست از:
|
و لا تدفّننى فى الفلاة فانّنى |
اخاف اذا ما متّ ان لا اذوقها |
يعنى: البته مرا در بيابان مسطح و خالى از آب و گياه دفن نكنيد زيرا مسلّما و بطور قطع ميترسم كه هرگاه بميرم بچشم طعم و مزه آندرخت انگور را.
شاهد در « ان لا اذوقها» است كه لفظ « اذوقها » بعد از « ان » مرفوع آمده امّا « ان » ناصبه نيست و اينكه برخى گمان كردهاند مصدريّه است و از عمل مهمل شده درست نبوده بلكه « ان » مخفّفه از مثقله مىباشد و شاهد ما بر اين گفتار آنستكه « خوف » بمعناى يقين است و قاعدتا « ان » واقع بعد از يقين مخفّفه از مثقله مىباشد.
شرح
قوله: و انشدوا عليه: ضمير در « عليه » به جزم فعل بواسطه « ان » راجعست.
قوله: اذا ما غدونا قال ولدان اهلنا الخ: