تعليقه بر الهيات شرح تجريد - الخفري، محمد بن احمد - الصفحة ٦٩ - إثبات سرمديت واجب تعالى
زائد بر ذات حقّ است تا اينكه يكى از صفات ثمانيه باشد يا خير؟
شيخ اشعرى و پيروان او مذهب أوّل را اختيار كردهاند، يعنى قائل شدهاند به زيادت صفت بقا بر ذات حقّ، به دليل آنكه واجب وجودى است كه بقا براى او ضرورت دارد. پس به ناچار بقا بايد قائم به واجب باشد تا بگوييم حقّ تعالى باقى به بقاست، همانطور كه در صفت عالم و قادر نيز چنين است، يعنى در آنجا مىگوييم: حقّ تعالى عالم به علم و قادر به قدرت است، نه اينكه او عالم بالذات و قادر بالذات باشد. زيرا بقا از صفات سلبيّه و اضافيّه نيست و اين امرى روشن و آشكار است. همچنين بقا عبارت از وجود نيست، بلكه زائد بر آن است، به جهت آنكه وجود بدون بقا تحقّق مىيابد، همانطور كه در آن حدوث چنين است.
مستشكلى دليل اخير اشاعره را نقض كرده، مىگويد: دليل شما به خود حدوث نقض مىگردد. زيرا حدوث غير از وجود است و وجود بعد از حدوث تحقّق مىيابد.
قوشچى در مقام حلّ نقض چنين مىگويد: «بقا، وجودى مخصوص است به اين معنا كه وجودى مستمرّ مىباشد، همانگونه كه حدوث نيز وجودى مخصوص است به اين معنا كه حدوث، وجود بعد العدم مىباشد.»
سپس مىگويد: «اكثر متكلّمان از جمله مصنّف قائلند كه بقا صفتى زائد بر ذات حقّ نيست و خواجه به اين معنا با عبارت «نفى الزائد» اشاره كرده است.» او به چهار وجه استدلال كرده، امّا ما به جهت آنكه خفرى صرفا به وجه أوّل پرداخته، از ذكر ساير وجوه خوددارى مىكنيم.
امّا وجه أوّل از استدلال اين است كه به درستى كه آنچه معقول از بقاست، استمرار وجود است و معناى ديگرى از براى بقا سواى وجود از حيث انتسابش به زمان دوم نيست.
حال به شرح خفرى در مسئله بقا مىپردازيم. وى در توضيح قسمتى از دليل