تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٨٨
كه به گونه اى وارد زبان فارسى شده و بدون تكلف جزء واژگان رايج فارسى شده اند. محققان مى توانند كلمات عربى و در عين حال روان وارد شده در زبان فارسى را در تفسير شيخ جست و جو كنند. ترجمه شيخ را مى توان ترجمه اى فنى و داراى قيمت ادبى دانست.
نمونه اى از ترجمه تحت اللفظى شيخ:
«بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» ؛ به نام خداوند بخشاينده مهربان
«يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ» ؛ اى بر خود گليم پيچيده!
«قُمِ اللَّيْلَ إِلاّ قَلِيلاً» ؛ برخيز شب را مگر اندكى را.
«نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلاً» ؛ نيمه آن را، يا كم كن از آن اندكى را.
۴. بحث لغوى تفسير
شيخ در بحث لغوى به مباحث صرفى نيز مى پردازد؛ مثلاً مى گويد «موسى» به علت عَلَميت و عجمى بودن، غير منصرف است. آن گاه پس از بيان اين مطلب، به گونه اى محققانه اين مبحث صرفى را چنين ادامه مى دهد:
«و گفته اند [واژه موسى] اسمى است مركب از دو نام به لغت عبرى و در اصل موشى بوده است؛ چه «مو» به زبان ايشان آب باشد و «شا» شجر. براى آن اش موشا خواندند كه او را در ميان آب و درختستان يافتند در سراى فرعون چون مادر او را به رود نيل افكند. آن گه چون معرب كردند «شين» را «سين» كردند».
شيخ گاه در تفسير يك آيه چندان ترتيب را رعايت نمى كند و اين از آن رو است كه تفسير او خطابى است و هر گاه مطلبى به ذهنش خطور مى كند، مى نويسد.
۵. استعمال پاره اى ادوات و جملات عربى
شيخ گاه از واژگان عربى سود جسته و آنها را در تفسير به كار برده است؛ نمونه هاى آن عبارت اند از: