تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٢٠٣
۲. در استفاده از اسم، اسم خاص، اسم مصدر، حاصل مصدر، كه گاه با حفظ كردن و يا آوردن «ال» بر اسامى عربى حتى اسامى خاص روش بخصوص خود را به كار مى گيرد؛ مانند خالد بن الوليد (ج۱، ص ۴۲) و يا كاربرد اسم به صورت ساخت كهن آن مانند واژه پاداشت (كه امروز پاداش به كار مى برند): «و اين جزا و پاداشت بيدادكاران است» (ج ۲، ص ۱۳۷) يا ساخت اسم مصدر (حاصل مصدر) به صورت اسم يا صفت با حرف (ى)؛ مانند گبر كه گبركى استعمال مى كند (ج ۱، ص ۳۱۵). در اينجا به جاى واج ميانجى «گ»، حرف «ك» به كار رفته است؛ در حالى كه مرسوم آن، گبركى است. همچنين ساختن اسم مصدر (حاصل مصدر) از اسم فاعل (يا صفت مشبهه)؛ مانند قادرى كه «ى» مصدرساز شده است.
۳. از ديگر ويژگيهاى دستورى در برابر سازيهاى ابوالفتوح، به كار بردن ضمير در شكلهاى مخصوص به خود است؛ مانند به كار بردن ضمير سوم شخص مفرد غايب (او ـ وى) براى غير ذى روح: «امّا حرفى است متضمن شرط و جزا براى او در جوابش «فا» بايد...» (ج ۱، ص ۱۱۴)؛ همين طور استفاده از ضمير منفصل شخصى در جايگاه نهاد به همراه شناسه آن كه ظاهراً اين كاربرد جنبه تأكيد دارد؛ زيرا تنها در مواضع خاصى از اين روش استفاده مى شود: «گفت: يا رسول اللّه ! من مى ترسم كه مبادا كه من منافق باشم» (ج ۱، ص ۱۳۴).
و موارد ديگرى مانند به كار بردن ضمير منفصل شخصى «ايشان» (ضمير سوم شخص غايب) به جاى آنها و آنان (ر.ك: ج ۱، ص ۲۳۳): «ايشان اهل بهشت اند»، «ايشان هميشه در اينجا باشند».
در اين قسمت شكلهاى مختلف ضميرها در جمله هاى فارسى قرار مى گيرد كه اين از ويژگيهاى ادب نحوى ابوالفتوح رازى است. [١]