تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٣٧٦
از دلايل ديگر او بر حدوث قرآن، اين است كه قرآن مُنْزَل است و «آنكه منزل باشد، قديم نبود و نزول بر قديم روا نباشد». [١]
همچنين سخن گفتن خداوند با حضرت موسى عليه السلام را دليل بر حدوث كلام الهى مى داند؛ زيرا «آن را كه وقت وجود و حدوث معلوم باشد، قديم نبود...». [٢]
از دلايل ديگر حدوث قرآن، «تمام شدن كلمه ربّ» [٣] و «نزول قرآن به زبان عربى» است. [٤]
اكتساب معارف
اصحاب معارف منكر وجوب و برهان در معارف اكتسابى اند؛ ابوالفتوح در بطلان مذهب آنان، مطالبى آورده است كه به برخى اشاره مى كنيم:
«وَ إِنْ يُهْلِكُونَ إِلاّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ» [٥] «در آيه دليل است بر اصحاب معارف؛ براى آنكه خداى گفت: ايشان خود را در هلاك، كه عقاب دوزخ است، نهاده اند و نمى دانند. اگر معارف ايشان ضرورى نبود، خداى تعالى نگفتى كه نمى دانند». [٦]
وى در جاى ديگرى هم مى گويد:
« «إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاّ يَخْرُصُونَ» [٧] در آيه دليل است بر بطلان قول اصحاب معارف؛ براى آنكه حق تعالى گفت ايشان تابع گمان اند و علم، به خلاف ظن باشد». [٨]
عدل
محور بحث عدل، مسئله جبر و تفويض است و سخن شيخ در اين زمينه، ذيل چند