تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٢٧٥
مخلوق خداوند نيست و انتساب فعل انسان به خداوند، انتساب حقيقى نيست؛ بلكه بدين جهت است كه خداوند انسان را آفريد و به او قدرت انجام فعل را عطا كرده است، ولى در انجام يا ترك فعل او دخالتى ندارد؛ يعنى فعل انسان از نظر تكوينى به خود او واگذار شده است.
دلايلى كه قاضى عبدالجبّار اسدآبادى معتزلى بر اين نظريه اقامه كرده، عبارت است از:
۱. فعل انسان تابع قصد و اراده او است. آنچه كه اراده كند، انجام مى دهد و آنچه كه اراده نكند انجام نمى دهد. بنابراين انسان خود پديد آورنده فعل خويش است و خداوند آن را در انسان نيافريده است. [١]
۲. نمى توان خداوند را خالق افعال بشر دانست؛ زيرا در افعال بشر ظلم و ستم وجود دارد و خداوند از ظلم و ستم منزّه است.
۳. آيات قرآن نيز بيانگر اين نكته است كه آنچه را خدا مى آفريند، نيكو است: «الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ» [٢] ، و داراى اتقان است: «الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ» [٣] ؛ در حالى كه ميان افعال بشر كارهاى ناپسند و غير متقن يافت مى شود. آيه ديگرى مى فرمايد: «فَمَنْ شاءَ فَلْيُو?مِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ» [٤] . در اين آيه امر ايمان و كفر به مشيّت و خواست انسان واگذار شده است. [٥]
نقد و بررسى
از ادلّه ياد شده به دست نمى آيد كه فعل انسان مخلوق خداوند نيست، زيرا حسن و قبح گاهى تكوينى و حقيقى است، و گاهى اعتبارى و انتزاعى. از نظر تكوين هر چه