تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٣٣٤
اما اينكه يكى از آنان سجده نكرد [١] ، شايد بدين جهت باشد كه اجبارى نبودن سجده در اين امر مهم را بفهماند. در هر صورت، ظرافتى كه تا اينجاى داستان به كار رفته، اين است كه تا زمينه قبول فراهم نشده، امرى صادر نشده است.
ادامه داستان به حوادث مربوط به قدرت فريب شيطان [٢] ، ورود آدم و همسرش به بهشت و... اشاره مى كند كه هر كدام از اين بخشها هنرنماييهاى خاص خود را دارد. اين نمونه يك مورد از موارد تأثيرگذارى قصص قرآن بود.
اين گونه اثرگذارى در تمام داستانهاى قرآن وجود دارد و معانى و پيامهاى گوناگونى را مى توان از اين قصه ها فهميد كه محققان محترم بدان پرداخته اند. [٣]
از اين رو، طرح قصص در قرآن از جايگاه عظيمى برخوردار است و ابوالفتوح همين نكته را دريافته و در سراسر مجلدات تفسير، به مناسبتهاى مختلف از اين روش بهره برده است.
ويژگيهاى طرح قصه در تفسير
مقايسه تطبيقى ميان تفسير ابوالفتوح و ديگر تفسيرهاى فارسى و عربى نشان مى دهد كه اين تفسير در به كارگيرى حكايات، قصص و داستانهاى عرفانى چيرگى خاصى دارد. ابوالفتوح اين روش را حتى در تفصيل قصص پيامبران، تا آنجا مى گستراند كه از اسرائيليات سود مى جويد. هدف اصلى او روشن كردن مفهوم و مفاد آيه است، اما گاهى قصه را با تفصيل و ذكر حواشى ذكر مى كند تا بتواند مفهوم آيه را با لطافت خود قصه به روح مخاطب منتقل كند. براى نمونه در ذيل آيه «وَ امْرَأَتُهُ حَمّالَةَ الْحَطَبِ» از