تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٢٣٦
البته خالق خواندن انسان به دليل نقلى منع شده است. [١]
۵. آيه ۹۹ يونس: «أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النّاسَ» مى فرمايد اين آيه براى تسلّى دادن به پيامبر است و خداوند مى فرمايد: تو نمى توانى مردم را مجبور كنى و خداوند مى تواند اين كار را بكند، ولى منافى با حكمت و تكليف است. [٢]
۶. آيه ۲۶ حديد: «وَ جَعَلْنا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْكِتابَ فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ» مى نويسد اين آيه بطلان كننده قول مجبره است؛ چون ايمان را به نبوت اضافه كرده است. [٣]
۷. آيه ۲۸ بقره: «كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَكُنْتُمْ أَمْواتاً» مى نويسد اين آيه در مقام تعجّب است؛ يعنى خداوند مى فرمايد چگونه كافر شديد با اين همه نعمت و اگر انسان مجبور باشد، در واقع خداوند خودش آنان را كافر كرده است و خودش از كفر آنان تعجب مى كند. (تعالى عن ذلك). [٤]
نتيجه اينكه از تمام آيات به دست مى آيد كه انسان در افعال خود مجبور نيست ولى افعال او در طول افعال خداوند است و اين همان تفسير أمرٌ بين الأمرين است كه ابوالفتوح رازى به آن استدلال مى كند تا از طرفى نظريه جبر را رد كند و از طرفى نظريه تفويض را.