تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٢١٠
از اين كلمات عربى بوده است.
۵. به كارى مجاز در قرآن كه برابرسازى آن را دچار مشكل مى ساخت و ابوالفتوح رازى كه خود از قائلان به صحت مجاز در قرآن است، با ترادف سازى در ميان واژگان پارسى و تازى، نوعى وام گيرى از زبان عربى را به وجود مى آورد و مثلاً در ترجمه «فِيها تَحْيَوْنَ» (اعراف: آيه ۳۶) مى نويسد: «شما را حيات و زندگى در زمين دنيا باشد» (ج ۸، ص ۱۶۱) حيات و زندگى را به دنبال هم مى آورد تا معلوم كند كه زندگى همان معناى حيات است. همچنين است وقتى به جاى تمتع، از برخوردارى (همان) استفاده مى كند و گاهى اين ترادف در جمله قرار مى گيرد، مانند: «تا شما را به فتنه آرد شيطان و مفتون كند و بفريبد» (همان، ص ۱۶۶).
گونه هاى تازى گرايى در تفسير
در تفسير روض الجنان اين وام گيرى و يا تأثر از زبان عربى با اَشكال گوناگونى انجام گرفته است كه به مواردى چند از آن اشاره مى گردد:
۱. به كارگيرى واژگان (مفردات، تركيبات و اصطلاحات و ادات عربى در متن فارسى).
۲. تركيب كلمات فارسى و عربى، كه پيش از اين مثالهايى از آن آورده شد.
۳. نقل جمله هايى از قول عرب در مقابل اقوال پارسيان.
۴. وجوه مختلف كلمات قرآنى و تفاوتهايى كه هر كدام در معنا دارد و در نتيجه، مخلوط شدن كلام فارسى با عربى؛ به عنوان نمونه در تفسير آيه ۲۲۸ سوره بقره در معناى «قُرْء» مى نويسد: «قُرْء از جمله اسماى مشتركه است به معناى حيض و به معناى طهر» (ج ۳، ص ۲۶۱).
۵. وجه تسميه واژگان عربى؛ مانند آنچه در تفسير آيه «فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ» (بقره: آيه ۱۹۷) درباره كلمه رفث مى گويد: «انما الرفث ما قيل عند النساء،