تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٢١٩
۱. برهان حدوث عالم
اين برهان يكى از مشهورترين براهين اثبات وجود خداوند است كه ابوالفتوح به آن اشاره مى كند. در اين برهان آمده است كه اين جهان پيش از اين نبوده و حادث شده است. اين حادث، نيازمند پديد آورنده و محدثى است؛ به عبارت ديگر، خالق اين عالم نبايد از جنس پديده ها باشد و بايد خود موجودى قديم و غير حادث باشد، و گرنه خود نيازمند پديد آورنده اى است. وى براى تقرير اين برهان به داستان حضرت ابراهيم و استدلال او در سوره انعام آيه ۷۷ اشاره مى كند كه فرموده است: «فَلَمّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ» ، و ايشان يادآور مى شود كه ابراهيم از افول شب بدانست كه هرچه از جنس ستارگان و بر شاكله آن باشد كه حادث است، نمى تواند خالق جهان باشد؛ چون حادث است و به همين جهت، روى برگردانيد و گفت من بيزارم. [١]
۲. طريقه احتياط
يكى ديگر از روشهاى اثبات وجود خداوند، كه جنبه اقناعى دارد، طريقه احتياط است. طريقه احتياط نوعى عملگرايى و توجه به پيامدهاى پذيرش نظريه مخالف است. در اين استدلال گفته مى شود كه اگر ندانيم واقعاً سرنوشت آينده ما چگونه مى شود و بر اين جهان چيزى حكمفرما است، اما احتياط اقتضا مى كند كه از خطر دورى كنيم؛ زيرا تفاوت ما با شما اين است كه ما به خدا اعتقاد داريم و بر آن اساس و از باب احتياط به دستورهاى او عمل مى كنيم و اگر قيامت و حساب و كتابى باشد، ضرر نكرده ايم؛ اما منكران خدا و عالم قيامت، چون چنين احتياطى نكرده اند، ضرر مى كنند. ابوالفتوح رازى در ذيل آيه ۵۲ سوره فصلت: «قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللّهِ ثُمَّ كَفَرْتُمْ» مى نويسد: اين آيه راه جدل است و خداوند در اين آيه از همين راه استفاده