تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٢٠٤
۴. به كارگيرى صفت در شكلهاى مختلف؛ مانند ساخت صفت فاعلى از بن مضارع + نده؛ مثلاً به جاى خريدار مى گويد: «خرنده بها بدهد و متاع بستاند» (ج ۱، ص ۱۲۹) يا كاربرد صفت به عنوان جانشين اسم: «بدان كه قديم (جل جلاله) از عنايت كرم او بر بندگان» (ج ۱، ص ۱) كه در اينجا صفت حق تعالى جانشين اسم «اللّه » شده است، يا روش خاصى را در ساخت صفت نسبى به كار مى گيرد؛ مثلاً به جاى مدنى، مدينيان را به كار مى گيرد (ج ۱، ص ۱۷۰؛ ج ۳، ص ۵۴).
۵. از نكات جالب توجه در شيوه خاص دستورى تفسير، كاركرد حروف است؛ مانند حرف «با» به معناى «به»؛ حرف «با» در معناى معيت و همراهى (ج ۱، ص ۳۶)؛ حرف «بر» در معناى «در» (ج ۱، ص ۱۶۶)؛ حرف اضافه مركبِ «بر مانند» در معناى «به مانند» (ج ۱، ص ۳۶)؛ حرف «به» در معناى حرف اضافه «در» (ج ۱، ص ۳۲)؛ حرف «ب» در معناى براى: «كلامى بدو فرستاد» (ج ۱، ص ۴۲)، و موارد ديگرى كه از ويژگيهاى دستورى زبان در عصر ابوالفتوح بوده و در تفسير به كار گرفته شده است.
اين ويژگى را در حروف استثناى «مگر» و «اِلاّ» نيز مشاهده مى كنيم (ر.ك: ج ۱، ص ۴۶، ۲۵، ۳۹۶). كه مگر به عنوان حرف استثناء و به معناى اِلاّ و جز، استعمال شده يا كلمه اِلاّ به معناى مگر آمده، يا مگر همراه با حرف «را» آمده است؛ مانند: «همه خلايق بشنوند، مگر جن و انس را». به كارگيرى مهارتها و لطايف سخن در به كارگيرى واژه ها و چگونگى جمله پردازيها ديده مى شود؛ به عنوان نمونه ابوالفتوح رازى تقيد ويژه اى به حفظ اركان دستورى در آيات الهى دارد. او در ترجمه آيات پاى بند به ترجمه لفظ به لفظ است و همين مسئله موجب آن شده كه جمله هاى فارسى وى از قواعد و هنجارهاى دستور زبان فارسى عدول كند. عبارت زير، كه از چند جمله كوتاه تشكيل شده، بيانگر اين هنجارگريزى است:
«چون گفت خداى تو فرشتگان را كه من خواهم كردن در زمين خليفه اى، گفتند: بخواهى كردن در آنجا كسى كه تباهى كند در آنجا و بريزد خونها، و ما پاك مى گوييم