تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٤٠٥
مى كنيم، بيشتر از نوع همين متون ترجمه شده است. اندك نوشته هايى كه باقى مى ماند، زاييده انديشه و احساس و نتيجه دانشهاى گوناگون اين مفسّر در زمينه هاى علمى، دينى و اعتقادى است. نكاتى كه ديده مى شود، از اين قرار است:
الف) شيوه ابوالفتوح چنين است كه گاهى متن عربى حديث يا خبرى را به طور كامل نقل مى كند و سپس ترجمه فارسى آن را در پى مى آورد. گاهى نيز جمله نخست خبر را مى نويسد و سپس پارسى گردان اين بخش را به دنبال آن تحرير مى كند و مابقى روايت را به فارسى بيان مى كند. با اين شيوه ترجمه وى گريزگاهى براى رهايى از تنگناى نحو عربى و محدوده كلمات مى يابد و مفاهيم و معانى را در قالبهاى دستور زبان فارسى و با واژگان فارسى عرضه مى كند:
«نحن خَيْراتٌ حِسانٌ خُلِقْنا لِأَزْواجٍ كِرامٍ؛ ما زنان باخير و جماليم، ما را براى شوهرانى كريم آفريده اند». [١]
«نَحْنُ الْخالِداتِ فَلانَمُوتُ أبداً و نَحْنُ النّائمات فَلا نَبُؤسُ أبداً وَ نَحْنُ الرّاضياتِ فَلانَسْخَطُ أبداً؛ ما پايندگانيم كه نميريم هرگز، و ما به نعمت پروردگانيم كه به سختى نرسيم هرگز، و ما خشنودانيم كه خشمگين نشويم هرگز...». [٢]
ب) علاوه بر اين، جملاتى هم در متن تفسير يافت مى شود كه با واژگان فارسى و ساختار نحوى عربى نگاشته شده اند. در واقع، شيخ ابوالفتوح اهتمامى به پارسى گردانى ساختار جمله نداشته است:
«أنْتَ لى و أنَا لَكَ لَمْ تَرَ عَيْناىَ مثْلَكَ؛ تو مراى و من تو را، چشمهاى من چون تو نديد». [٣]
ج) گاهى نيز جملاتى يافت مى شود كه با ساختار دستور زبان فارسى منطبق است،