تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٢٧٣
ديگرى نيز باشد و اين بدان جهت است كه وجود داراى معنى واحد است و همه موجودات را يكسان شامل مى گردد ولى به روشنى مى دانيم كه قدرت انسان، صلاحيت ايجاد برخى از موجودات مانند جواهر و بسيارى از اعراض را ندارد. [١]
۲. فعل عبد ممكن است و هر ممكنى مقدور خداوند است. آنچه كه مقدور خداوند است، نمى تواند مقدور انسان نيز باشد؛ براى اينكه اجتماع دو قدرت مؤثر بر مقدور واحد محال است. [٢]
۳. آيه ۹۶ سوره صافّات مى فرمايد: «وَ اللّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ» . اين آيه صراحت در اين دارد كه خداوند خالق اعمال بندگان است. ابوالفتوح رازى در پاسخ مى نويسد: «يكى آن كه مراد آن است كه «وَ اللّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ فِيه مِنَ الأجْسامِ» و دليل بر اينكه تأويل بر اين وجه است قول خداوند: «أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ» مى پرستيد آنچه را كه مى تراشيد؟ معلوم است كه ايشان «نحت» نمى پرستيدند، و همانا «منحوت» و چوب تراشيده مى پرستيدند. دليل ديگر بر آن وجه آن است كه: مورد آيه، مورد ملامت و تقريع است، و ديگر آنكه قصد آيه و اخبار مقتضى اين تأويل است كه ايشان بت تراش و بت گرا بودند و در اين هيج خلاف نيست، آنكه گفت شما را و آنچه شما مى پرستيد از بتان و اقسام خداى آفريده است.
وجه ديگر: ممكن است كه خلق را حمل كنند بر تقدير: «وَ اللّهُ خَلَقَكُمْ اَىْ قَدَّرَكُمْ وَقَدَّرَ عَمَلَكُمْ»؛ خداى تعالى شما را بيافريد و اعمال شما را مقدّر بكرد. خلق تقدير لا خَلْق ايجاد». [٣]
ابوالفتوح در موارد بسيارى ضمن تفسير آيات قرآن به جبرگرايان پاسخ داده است كه ما چند مورد را نقل مى كنيم: