تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٢٣٩
۴. وى در ذيل آيه ۶۸ انعام: «وَ إِمّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُ» مى نويسد كه سهو و نسيان در امور مربوط به رسالت بر پيامبر جايز نيست؛ ولى در امور دنيوى و زندگى معمولى او اشكال ندارد؛ كما اينكه خواب، بيمارى، بيهوشى و غير آن جايز است. [١]
در باب عصمت شبهات بسيارى مطرح است كه ابوالفتوح در موارد متعدد به اين شبهات پاسخ داده است:
۱. يكى از شبهات اخراج حضرت آدم از بهشت است كه ايشان در تفسير آيه ۲۶ بقره: «فَأَخْرَجَهُما مِمّا كانا فِيهِ» مى نويسد كه بيرون آمدن حضرت آدم از بهشت براى عقوبت نبوده؛ بلكه به سبب تغيير مصلحت بوده؛ چون مصالح در اوقات و احوال و اشخاص گوناگون، تغيير مى يابد و فوت منفعت (بهشت) عقوبت نيست، و كسى حق انبيا و اوليا را استخفاف مى كند كه قدر آنان را نداند، و اگر از دست رفتن منفعت عقوبت بود، اكثر پيامبران معاقب بودند؛ چون در زمين به آنان مكنت داده نشد. [٢]
او در ذيل آيه ۱۲۱ طه: «وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى» مى نويسد كه عصيان، مخالفت امر مولا با اراده را مى گويند، و امر دو نوع است: واجب و مندوب، و چون با دليل عقل، عصمت را ثابت كرديم، بايد عصيان در آيه را بر مخالفت با امر استحبابى حمل كرد. [٣]
۲. در داستان حضرت يوسف، خداوند مى فرمايد اگر برهان پروردگار نبود، آن حضرت هم گناه مى كرد. ابوالفتوح در ذيل آيه ۲۳ يوسف: «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ» در اين باره مى نويسد آهنگ حضرت يوسف به زليخا على احسن الوجوه بوده و آهنگ زليخا بر غير احسَن بوده؛ چون ما با دليل عقل، عصمت را بر پيامبران ثابت كرديم. [٤]
۳. خداوند در آيه ۹۴ يونس: «فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ» شك را به حضرت