تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٣١١
به بيان ديگر: الف) علم خدا را نمى توان قديم يا محدث خواند؛ چرا كه علم او صفت است و صفت را وصف نمى توان كرد. ب) علم خدا را به اشيا، ازلى نيست؛ زيرا اگر خداوند در ازل عالم به معلومات باشد، ناگزير تمام موجودات كه متعلّقات علم خدا هستند، ازلى خواهند بود؛ پس علم خدا به اشيا به معنى موجود ساختن آنها است. [١]
بنا بر آنچه گفته شد، اين نتيجه حاصل مى آيد كه چون علم خداوند به اشيا، ازلى نيست و علم او به چيزى آن گاه پديد مى آيد كه آن را بيافريند، از اين رو، تغيير در علم خدا راه ندارد و اشكال ابوالفتوح در محال بودن بدا، براى خداوند حل مى شود.
۷. احباط و تكفير
بحث احباط و تكفير نيز يكى از مباحث مهم اصول اعتقادى و كلامى كه در قرآن و سنّت مطرح شده و از ديرباز مورد مناقشه متكلمان اسلامى بوده و نظر گروه هاى معتزله و اماميه و ديگران را به خود معطوف داشته است. ردّ يا پذيرش نظريه ابطال عمل نيك به وسيله معصيت و ابطال معصيت به وسيله طاعت بعدى، ارتباط تنگاتنگى با سعى و تلاش افراد، و يا يأس و اميد آنها در زندگى دارد؛ زيرا اعتقاد به تباه شدن يا نشدن هر يك از ثواب طاعت و عقاب معصيت در پى ديگرى، دو اثر متفاوت در كيفيت فعاليت انسانها و سرنوشت آنان دارد. اگر باور و احساس دينى كسى آن باشد كه تمام كارهاى نيكش در پى انجام يك گناه كبيره تباه مى شود و هرچه ثواب و پاداش در برابر طاعتش داشته باشد يكجا از بين مى رود، اميد به آينده اش تاريك و يأس و افسردگى بر جسم و جانش حاكم مى گردد.
احباط و تكفير در لغت: كلمه احباط از ريشه «حَبْط» يا «حَبَط» است. كاربرد اصلى آن