تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٦٥
است (رجوع به اصل) [١] و بعد به موارد استعمال اين واژه در قرآن اشاره كرده است كه عبارت اند از:
۱. در توجيه متشابه، چه كلام متشابه باشد و چه زمينه ساز شك. تأويل در اين معنا فقط مخصوص آيات متشابه است.
۲. در معناى ثانوى كلام كه از آن به بطن تعبير شده است. تأويل به اين معنا عام و براى تمام آيات قرآن است.
نويسنده در انتها، تفاوت تفسير و تأويل را از منظر ابوالفتوح چنين توضيح مى دهد كه: «بيان معنى آيات محكم را تفسير گويند و بيان معنى آيات متشابه و دگر وجوه و احتمالات را، تأويل [به معناى خاص] گويند». [٢]
ناسخ و منسوخ
يكى از مسائلى كه از ديرزمان بين دانشمندان علم اصول و علوم قرآنى وجود داشته، موضوع نسخ است. پديده نسخ در قوانين بشرى با نسخ در قوانين الهى تفاوت بنيادين دارد و هر كدام از منشأ خاصى سرچشمه مى گيرند. نسخ در قوانين بشرى ناشى از جهل قانونگذار به مصالح و مفاسد است؛ ولى در قوانين الهى حكم مجعول از همان آغاز مقيد به زمان خاصى بوده كه خدا به آن آگاهى داشته است و مردم به آن جاهل بوده اند و گمان هميشگى بودن آن را مى بردند.
اهميت شناخت نسخ از كلام معصومان به خوبى مشهود است؛ مثلاً ابو عبدالرحمن سلّمى از امام على عليه السلام نقل مى كند كه آن حضرت در برخورد با يك قاضى [يا قصه گو] كه از او پرسيد: هل تعرف الناسخ من المنسوخ؟ فقال: لا. فقال: هلكت و أهلكت؛ يعنى آيا ناسخ و منسوخ قرآن را مى شناسى؟ گفت: نه. حضرت فرمود: خود را هلاك كردى و ديگران را نيز به هلاكت افكندى.