تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٢٤٩
در دل و عمل كردن به جوارح را شرط مى دانند و بعضى، آن را فقط تصديق قلبى و معرفت و علم دانسته اند.
ابوالفتوح از دسته دوّم است و در تعريف ايمان مى نويسد كه حقيقت ايمان، تصديق به دل است؛ چون خداوند هر كجا ايمان گفت، آن را به دل اضافه كرد و بسته به دل دانست؛ مثلاً در آيه ۴۱ مائده فرمود: «مِنَ الَّذِينَ قالُوا آمَنّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُو?مِنْ قُلُوبُهُمْ» .
و خداوند هميشه عمل را با قيد «صالح» آورده است كه اگر عمل صالح از ايمان بود، اين تكرار لغو بود؛ مثلاً خداوند در سوره عصر فرمود: «إلاّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ» .
او باز در جاى ديگر علم را تعريف مى كند به مجموع علومى كه تا جمع نشوند، ايمان نخواهد بود. [١]
ابوالفتوح در ذيل آيه پنجم مائده: «مِنَ الَّذِينَ قالُوا آمَنّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُو?مِنْ قُلُوبُهُمْ» مى نويسد اين دليل است بر اينكه، ايمان به زبان نيست و به دل است؛ چون ايمان را به قلب اضافه كرده است، و اگر به زبان بود، منافقان هم مؤمن بودند. [٢]
ايشان در معنى كفر مى نويسد در اصطلاح، كفر انكار به دل است؛ چنان كه ايمان از فعل دل است؛ چون خداوند در آيه ۱۰۶ نحل: «وَ لكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً» كفر را به دل حواله داده است. [٣] در ذيل آيه ۱۰۶ نحل: «مَنْ كَفَرَ بِاللّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ» مى نويسد اين آيه دليل است كه كفر و ايمان به دل تعلق دارد و زبان از ايمان و كفر حكايت مى كند. [٤]
فرق ايمان و اسلام
يكى از مباحث اختلافى بين متكلمين اين است كه آيا بين ايمان و اسلام فرق است، يا