تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٢٨٦
مهم ترين نكته اى كه تمام مرجئان، از جهم بن صفوان جبرى مسلك تا محمد بن شبيب معتزلى و غيلان دمشقى اختيارى مسلك بر آن اصرار داشتند، خروج عملى از تعريف ايمان بود تا در مقابل ديدگاه خوارج صفى محكم ايجاد نمايند. [١] ابوحنيفه نيز به اين طيف پيوست و ايمان را تصديق به دل و اقرار به زبان تعريف نمود. [٢] ماتريديان به پيروى از رهبرشان، راه ابوحنيفه را پيمودند و عمل را از تعريف ايمان خارج كردند. [٣]
اصحاب حديث اهل سنّت در كنار خوارج، عمل را در تعريف ايمان گنجاندند، و آن را قول و عمل دانستند، ولى مرتكب كبيره را كافر اعلام ننمودند. [٤]
معتزله با دو اصل خويش يعنى وعد و وعيد و منزلة بين منزلتين، در كنار خوارج و اصحاب حديث ايستادند و كفّه ايمان را به نفع عمل سنگين كردند. [٥] ابوالحسن اشعرى و به تبع او اشاعره، به طيف مرجئه نزديك شدند و ايمان را تصديق قلبى تعريف نمودند. [٦]
اماميه، به ويژه نوبختى، سيد مرتضى، خواجه نصير و علاّمه حلّى، به تصديق قلبى توجه بيشترى كردند، و عمل را از تعريف ايمان خارج نمودند. [٧]
مباحث بسيارى به موضوع ايمان مربوط است؛ مثل: زيادت و نقصان ايمان، گفتن ان شاءاللّه در وقتى كه انسان مى گويد: من مؤمنم، احباط و تكفير، فاسق، فرق ايمان با اسلام، خلود فاسق در جهنم و امثال آن.
شيخ ابوالفتوح، در تعريف ايمان راه سيد مرتضى را پيمود و در جاى جاى تفسير