تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ١٧٧
اصطلاحها، تركيبها و ترادف استفاده مى برد. چيرگى مفسر را مى توان از واژه هاى بديل لغت عربى و يا كاوشهاى گسترده وى در يك معنا و حتى تفاوت ميان موارد استعمال مشاهده كرد؛ مثلاً ابوالفتوح در برابر كلمه «صادقين»، «راستيگيران»، در ترجمه آيه « «كُونُوا مَعَ الصّادِقِينَ» ؛ و باشى با راستيگيران» [١] و كلمه «اصدق» در ترجمه «أصدق لهجة من ابى ذر» [٢] به «راستيگيرتر» معنا مى كند؛ و يا وقتى در واژه «ظمأ» در آيه «لا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ» [٣] كاوش مى كند، به ريشه و موارد استعمال آن اشاره مى كند و مى نويسد: «نرسد به ايشان تشنگى. يقال ظمئ يظمأ ظماٌ، فهو ظمى ءٌ و ظمآن و اظمأته أنا اظماء». [٤]
همچنين وقتى «لَبِئْسَ الْمِهادُ» را ترجمه و شرح مى كند، هم از برابر سازى آن مى گويد و هم دليل اينكه چرا «مهاد» را به «بستر» ترجمه كرده است.
«وَ لَبِئْسَ الْمِهادُ» ، أى الفراش و بد بسترى است او را آن جايگاه. و براى آن مهاد و فراش خواند كه جاى ايشان بر آن جايگاه باشد و از آن مفارقت نَبُود ايشان را؛ چون مرد خفته كه ملازم بستر باشد». [٥]
ابوالفتوح دنيا را هميشه عالَم دنيا معنا مى كند؛ اما گاهى به دليل قرينه به معناى نزديك تر؛ چنان كه در آيه «ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا» [٦] مى نويسد:
«دنيا تأنيث ادنى باشد. نزديك تر، براى آنكه صفت سرا [دار]ست و دار مؤنث باشد»؛ [٧] يعنى دنيا در آيه را به معناى لغوى و نه معناى اصطلاحى مى گيرد. بر خلاف تفسير آيه «إِنّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ» [٨] كه ترجمه مى كند: «ما بياراستيم