تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٦٤
تفسير
يكى از مباحث علوم قرآن، مسائل نظرى تفسير مانند معناى تفسير، ضرورت تفسير، قواعد و مبانى تفسير است. در بيشتر كتابهاى علوم قرآنى اين بحث به صورت مستقل مطرح شده و گاهى در مقدمه تفاسير به عنوان مباحث تمهيدى از سوى مفسران مطالبى آمده است.
ابوالفتوح رازى در مقدمه تفسير به معناى تفسير اشاره مى كند كه علم سبب نزول آيه و علم به مراد خداى از آن لفظ تعاطى آن نتوان كردن، مگر از سماع و آثار. [١] البته وى در متن كتاب به مناسبتهاى مختلف به قواعد و مبانى و شرايط تفسير نيز اشاره مى كند؛ مثلاً در سوره قيامت به مناسبت تفسير «ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ» مى نويسد:
«و نيز دليل است در او براى آنكه روا نباشد تفسير قرآن كردن، اِلاّ به نصى از رسول». [٢]
ابوالفتوح رازى در ذيل آيه ۷ سوره آل عمران به فرق ميان تفسير و تأويل اشاره مى كند و مى گويد در عرف اهل علم تفسير، فرقى است ميان تفسير و تأويل كه بيان معناى آيات محكم را تفسير گويند و بيان معناى آيات متشابه و دگر وجوه و احتمالات او را تأويل گويند، [٣] و آن گاه مواردى از مصاديق تأويل و تفسير را برمى شمارد. [٤]
تأويل
در بخش آخر، نگارنده به مناسبت اينكه تأويل آيات متشابه را فقط خدا و راسخان در علم مى دانند، بحث تأويل را مطرح نموده است. ايشان ابتدا تأويل را تعريف نموده