تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٢٧٩
«آيت دليل بر بطلان مذهب مفوضه است كه گفتند خداى تعالى تفويض خلق عالم كرد با شخص محدث كه او را بيافريد، و به نيابت خود بداشت». [١] (چنان كه اگر خداى تعالى قطع فيض كند، همه فانى شوند).
ج) ديدگاه متكلمان اماميّه و حكماى اسلامى
از نظر آنان مقصود از اختصاص خالقيّت به خداوند اين است كه خالق و آفريننده بالذات و مستقل، جز خداوند نيست، ولى اسباب و علل طبيعى و غير طبيعى را انكار نمى كنند، از نظر آنان، فرشتگان، افعال ويژه اى را انجام مى دهند؛ چنان كه انسان، فاعلِ كارهاى خويش است و نيز اسباب طبيعى، آثار ويژه اى دارند، ولى هيچ يك فاعل و سبب مستقل و بالذّات نيستند.
اين نظريه، علاوه بر اينكه مقتضاى قوانين عقلى و نيز مورد تأييد حسّ و تجربه است، از آيات قرآن نيز به روشنى استفاده مى شود؛ زيرا قرآن در آيات بسيارى بر تأثير علل غير طبيعى در پيدايش پاره اى حوادث طبيعى و نيز فاعليت انسان تصريح نموده است.
قرآن كريم، گاهى يك فعل را هم به خداوند نسبت داده است و هم به اسباب طبيعى و غير طبيعى؛ چنان كه درباره قبض ارواح مى فرمايد: «اللّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها» [٢] ؛ «خدا به هنگام مرگ جانها را مى گيرد». و نيز مى فرمايد: «قُلْ يَتَوَفّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ» [٣] ؛ «بگو فرشته مرگ كه از جانب خداوند بر شما وكالت داد، جانهاى شما را مى گيرد». درباره حركت ابرها مى فرمايد: «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّهَ يُزْجِي سَحاباً ثُمَّ يُو?لِّفُ بَيْنَهُ» [٤] ؛ «آيا نمى انديشى كه خدا ابر را مى راند، سپس آن را به هم مى آميزد». «اللّهُ