تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٢٤١
هم مشرك نباشند. ابوالفتوح در ذيل آيات: «تَقَلُّبَكَ فِي السّاجِدِينَ» (شعرا: آيه ۲۱۹) و آيه «وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ» (انعام: آيه ۷۴) فرموده است كه از نظر عقلى، مولِد پيامبران بايد پاك باشند؛ چون پيامبر نبايد موجب تنفّر شود و اگر نسب آنان ناپاك باشد، كافران بر ايشان عيب مى گيرند. از سوى ديگر، پيامبر مى خواهد ناپاكان را پاك گرداند و از اين رو، نبايد نسب او و خود او ناپاك باشد، و اخبار متواتر داريم كه پيامبران از اصلاب پاك [١] هستند. [٢] اين در حالى است كه ناپاكى اجداد، به مقام و شخصيت آنان آسيب مى رساند و موقعيت تبليغى آنان را به خطر مى اندازد.
حضرت محمد صلى الله عليه و آله
همان طور كه ابوالفتوح عقيده دارد هر زمانى مصلحت ايجاب مى كند تا پيامبرى بيايد، خداوند آخرين پيامبرش را حضرت محمد صلى الله عليه و آله و آخرين دينش را اسلام قرار داد. ابوالفتوح در ذيل آيه ۱۵۷ سوره انفال اندكى از خُلق و خَلق پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را بيان كرده و بعضى موارد به بيان معجزات پيامبر اكرم پرداخته و از جمله معجزات آن حضرت را اطلاع بر غيب مثل بيان داستان پيامبران پيش از خود، و نيز معجزاتى چون: شق القمر و تسبيح سنگ ريزه را نقل كرده است.
قرآن
بزرگ ترين معجزه در طول تاريخ قرآن است و برخى از دوازده جهت آن را معجزه دانسته اند. ابوالفتوح در ذيل آيات تحدّى مختصراً به وجوه اعجاز اشاره مى كند و مى فرمايد بعضى اعجاز قرآن را فرط فصاحت و برخى اسلوب مخصوص آن مى دانند كه نه مثل شعر است و نه مثل خطابه. بعضى ديگر جنبه اعجاز را به دليل