تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٢٧٧
۱. انعام، آيه ۵۰: «قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللّهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَ لا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ...» .
«معتزله بر اين آيت تمسّك كردند بر آنكه فرشتگان به از پيغامبران اند، گفتند: اين لفظ نگويند، الاّ در جاى تفضيل. نبينى كه خزاين خداى را مالك شدن، و علم غيب دانستن از جمله فضايل است. همچنين آنكه از جمله فرشتگان باشد، اگر او به از فرشته بودى، اين سخن متناقض بودى. جواب آن است كه گوييم: اين سؤال كسى است كه مورد آيت و معنى و سبب نزول آيت نداند. كافران از رسول درخواستند بر سبيل تحكّم و تَعَنّت كه: «لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ» ؛ چرا گنجى بر او فرود نمى آيد؟ او از اين جواب داد كه: «قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللّهِ» . گفتند كه پيغامبر است چرا غيب نمى داند؟ گفت: من كه دعوى علم غيب نكردم، «وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ» گفتند: «ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْواقِ» ؛ چيست اين رسول را كه طعام مى خورد و در بازارها مى رود؟ او گفت: من نگفتم كه فرشته ام، طعام نخورم: «وَ لا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ» . آنچه كار من است و اختصاص و مزيّت من است، آن است كه وحى مى آيد به من، من آن را متابعت مى كنم. و در آيت ظاهر و فحوا و معناى او اين نيست كه ثواب فرشته از ثواب او بيشتر است تا حكم كنند كه فرشته به از اوست». [١]
۲. انعام، آيه ۸۲: «الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ» .
«معتزليان گفتند: هر كبيره، احباط ثواب طاعت كند، داخل است در اين، و هر كه چنين باشد كه ايمان دارد و صاحب كبيره بود، نه آمن باشد و نه مهتدى و گفتند: دليل بر آن چنين است، آن است كه اگر نه چنين باشد، بايد كه مرتكب كبيره چون ايمان دارد ايمن باشد و اين خلاف اجماع است.