تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٢٣٠
معنا دارد. و ديگر اينكه نظر سبب رؤيت است و سبب نمى تواند مسبَّب شود و نظر با «إلى» متعدى مى شود؛ ولى رؤيت متعدى بنفسه است. و ديگر اينكه به خداوند رأى اطلاق مى شود ولى ناظر اطلاق نمى شود. [١]
۴. در ذيل آيه ۲۶ يونس «لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ» مى نويسد: اولاً اين حُسنى، بهشت است و زيادت، غرفه است كه يك مرواريد آن چهار در دارد؛ كما اينكه از حضرت على عليه السلام نقل شده است، و شايد هم از جنس همان بهشت باشد؛ مثلاً ما به مغازه مى رويم و جنسى را مى خريم و مى گوييم: زِدْنى؛ يعنى باز هم از همان جنس بده. پس لازم نمى آيد بگوييم زياده، غير از جنس بهشت است، و يا بگوييم زياده يعنى رؤيت؛ كما اينكه اشاعره مى گويند.
ثانياً، زيادت، رؤيت نيست؛ چون (۱) با دلائل عقلى و نقلى رؤيت را نفى كرديم و (۲) اين حسنى و زيادت هر دو پاداش است و رؤيت خداوند، چه پاداشى مى تواند باشد؟ [٢]
عبادت
ابوالفتوح در تعريف عبادت مى نويسد اسمى است كه شامل افعال قلوب و افعال جوارح مى شود. خدايى كه شريك ندارد و ذات او واحد است، مختص عبادت است؛ كما اينكه همه عالم تسبيح و تقديس او مى كنند: «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ» (حجّ: آيه ۱۸). [٣]
ايشان در ردّ كسانى كه مى گويند ما بتهايى را واسطه قرار مى دهيم تا ما را به خداوند نزديك كند، مى گويد اين اعتقاد را عقل و شرع باطل مى داند و گمان خطايى برده اند. [٤]