تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٢٧٨
جواب از اين آن است كه گوييم: اين آن گاه باشد كه آيت را بر عموم حمل كنند، و ظلم نفس و ظلم غير در او آرند فامّا چون به ادلّه عقل و قرآن و اخبار و قول صحابه و مفسران تخصيص كنند آن را به كفر، اين لازم نباشد... . دگر آنكه اين قول به دليل الخطاب [١] باشد؛ براى آنكه خداى تعالى گفت: آنان كه ايمان آرند و ايمان به ظلم، از كفر يا معصيت بر زعم ايشان باز نپوشند، ايشان را امن باشد، دليل نكند كه آنكه به خلاف اين باشد، او را اَمن نباشد كه اين دليل الخطاب بود و دليل الخطاب به نزد بيشتر اهل علم باطل است». [٢]
۳. انفال، آيه ۴: «أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ» : «اين دليل است بر صحت قول ما كه اگر ايشان را گناه نبودى، مغفرت در حق ايشان مُصَوّر نبودى، و اگر ايشان به گناه كافر بودندى يا ناقص ايمان بودندى، مغفرت به ايشان نرسيدى. پس دليل مى كند ظاهر آيت بر آنكه گناهكار به گناه از آن نشود كه مؤمن باشد حقّاً و آنان كه مقالت گفتند از معتزله و اصحاب اخبار، گفتند كه گناه كبيره و بعضى گفتند صغيره نيز و ترك نوافل ايمان را خلل و نقصان كند. اين قولى است ظاهر الفساد؛ چه بر اين قاعده، هيچ پيغامبر و امام و صدّيق و شهيد، تمام ايمان نباشد». [٣]
۴. «لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ» . همچنين ابوالفتوح در نقد مذهب مفوضه در ذيل اين آيه مى نويسد: