تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٢٨٢
افعالى كه از اعضا و قواى مختلف انسان سر مى زند، در عين اينكه انتساب حقيقى و تكوينى با آن عضو و قوّه دارد و حقيقتاً فعل آن به شمار مى رود، فعل نفس نيز مى باشد؛ مثلاً «ديدن، شنيدن» بدون شك فعل قوه باصره و سامعه، و در عين حال فعل نفس است. بنابراين نفس در عين اينكه يك واقعيت است ولى چون از سنخ ماده و مادّيات نيست، محدود به مكان و جهت خاصّى نيست و بر همه اعضا و قواى انسانى احاطه تدبيرى دارد و هيچ يك از قواى بدنى، بدون تدبير نفس كارى را صورت نمى دهد.
هويّت و وحدت نفس، پرتوى از هويّت و وحدت خداوند است و نحوه انتساب و استناد همه هويتهاى امكانى و افعال و آثار آنها به آفريدگار يكتا، از سنخ انتساب و استناد افعال و آثار اعضا و قواى انسان به نفس او است. [١]
۲. كلام الهى و قرآن
در اينكه تكلّم يكى از صفات ثبوتى و جمالى خداوند است، سخنى نيست؛ چرا كه اين مطلب در آيات قرآن و احاديث اسلامى وارد شده است، ولى در اينكه مقصود از كلام خداوند چيست، كلام خداوند حادث است يا قديم و تكلّم از صفات ذاتى خداوند است يا از صفات فعلى او، آراى مختلفى مطرح شده است:
يكم. ديدگاه اهل حديث: اهل حديث كلام خداوند را از سنخ حروف و اصوات مى دانند (كلام لفظى) و بر اين عقيده اند كه كلام، صفت ذات الهى و قديم است.
در نادرستى اين نظريه ترديدى نيست؛ زيرا حروف و اصوات از پديده مادى و حادث در زمان است و با قديم دانستن قرآن سازگار نيست.
دوم. ديدگاه متكلمان معتزله و اماميه: كلام خدا لفظى و حادث است. متكلمان معتزله و