تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٣١٥
مؤمن عاصى بر اساس ايمانش كه وعده خلود در بهشت دارد، چنانچه اول به بهشت برود به اجماع همه مسلمين از بهشت خارج نمى شود؛ پس عقابى نخواهد داشت و اگر بر اساس معصيت، اول به دوزخ برده شود باز هم به اعتقاد معتزله از دوزخ خارج نمى شود؛ زيرا آنان ثواب و عقاب هر دو را دائم مى دانند. پس در اين صورت به بنده ظلم شده است؛ زيرا از حق ثواب خود محروم مانده است، با اين بيان اماميه عقاب معصيت را در مورد مؤمن، دائم نمى دانند و مى گويند اگر عفو و يا شفاعت شافعان به او نرسد، ابتدا براى معصيتى كه انجام داده است، به دوزخ مى رود و سپس از آن خارج و وارد بهشت مى گردد.
پس اماميه در مقام رهايى از مشكل، جمع بين دو استحقاق (عقاب دائم و ثواب دائم) عقاب را دائم نمى دانند و از اين رو، ناچار به پذيرش احباط نمى باشند؛ ولى معتزله چون هر دو را دائمى مى دانند، با پذيرش احباط و تكفير از آن رهايى يافته اند. [١]
بيان ديگر كه نشانه ضعف و نادرستى قول معتزله است اين است كه لازمه قول به احباط اين است كه هر كس يا داراى حسنات خالص و يا سيئات خالى از حسنات باشد و اين با صريح عقل و ظاهر آيات قرآن ناسازگار است:
«آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» [٢] ؛ يعنى: «و گروهى ديگر، به گناهان خود اعتراف كردند، و كار خوب و بد را به هم آميختند، اميد مى رود كه خداوند توبه آنها را بپذيرد؛ به يقين خداوند آمرزنده و مهربان است».
ديدگاه ابوالفتوح در تفسير احباط: يكى از مباحث عمده كلامى كه در تفسير ابوالفتوح بيش از بيست بار بحث شده است، مسئله احباط است كه وى با نثرى شيوا و آهنگين