تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٣٧٠
جايگاه علوم قرآنى
پاره اى از عالمان، دانستن علوم قرآنى را براى تفسير قرآن لازم مى دانند؛ چنان كه ابوالفتوح خود در مقدمه تفسيرش، دانستن حكم و متشابه و سبب نزول را در تفسير قرآن لازم شمرده است. [١]
تفسير و تأويل: شيخ ابوالفتوح فصلى را در مقدمه تفسير خود به اين مطلب اختصاص داده و معناى تفسير و تأويل و نظر چند تن از عالمان را به همراه اختلاف ميان آن دو بدين تفصيل بيان كرده است:
«فرق از ميان تفسير و تأويل آن است كه تفسير، علم سبب نزول آيه باشد و علم به مراد خداى تعالى آن لفظ تعاطى آن نتوان كردن الاّ از سماع و آثار و تأويل؛ چون كسى عالم باشد به لغت عرب و علم اصول را متقن باشد، او را بود كه حمل آيه را بر محتملات لغت كند؛ چون قطع نخواهد كردن در اصول و بر احتمال بخصوص و قطع نكند بر مراد خداى الاّ به دليل». [٢]
همچنين در جاى ديگر آورده است، تأويل به معناى آن است كه عاقبت امر به آن باز مى گردد و به نقل از بعضى مفسران، تأويل را معادل تفسير دانسته است. [٣]
تعيين معيار براى تقسيم مكانى آيات و سوره ها، يكى ديگر از محورهاى مباحث علوم قرآنى است. اين مباحث در قالب مكى و مدنى مطرح مى گردد و براى آن قواعدى تعيين مى شود.
ابوالفتوح تنها چند بار اين جمله را در تفسير خود آورده است:
«عبداللّه عباس گفت هر كجا در قرآن «يا أَيُّهَا النّاسُ» است، خطاب اهل مكه است و هر كجا «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» است، خطاب اهل مدينه است». [٤]